[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

  گل نرگس بیا....
آخرین امید زمان

[وبلاگ راهنما]
[وبلاگ طرفداران]

 

دسته بندی مطالب





Powered by WebGozar

 

لینکستان

 

نظر سنجی

 

آرشیو وبلاگ

 

نویسندگان

 

تابلو نظرات

 

آمار وبلاگ

امروز:78
دیروز:154
این ماه:545
امسال:18878
کل بازیدها:54611

کل پستها:162
کل لینکها:201
کل نظر سنجیها:1
کل لوگوها:2
 

لوگوهای وبلاگ

وبلاگ علمی آموزشی

گل نرگس بیا...

 

طراح قالب


 
1 ـ مهدى موعود(علیه السلام) در کتب مقدسه هندیان
[بخش نهم; نویدهاى ظهور مبارک حضرت مهدى(ع)در کتاب هاى مقدّس ادیان و اخبار اهل بیت(ع)]
ـ مهدى موعود(علیه السلام) در کتب مقدسه هندیان در کتابهاى مذهبى مقدّسى که در میان هندیان به عنوان کتاب هاى آسمانى شناخته شده و آورندگان این کتاب ها به عنوان پیامبر شناخته مى شوند، تصریحات زیادى به وجود مقدّس مهدى موعود(علیه السلام) و ظهور مبارک آن حضرت شده است که قسمتى از آنها از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد. الف) بشارت ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در کتاب اوپانیشاد در کتاب «اوپانیشاد» که یکى از کتب معتبره و از منابع هندوها به شمار مى رود، بشارت ظهور مهدى موعود(علیه السلام) چنین آمده است: «این مظهر ویشنو (مظهر دهم) در انقضاى کلّى یا عصر آهن، سوار بر اسب سفیدى، در حالى که شمشیر برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر مى شود، و شریران را تماماً هلاک مى سازد، و خلقت را از نو تجدید، و پاکى را رجعت خواهد داد . . . این مظهر دهم در انقضاى عالم ظهور خواهد کرد». با اندک تأملى در جملات بشارت فوق، ظاهر مى شود که مقصود از «مظهر ویشنو» همان وجود مقدّس حجة بن الحسن العسکرى(علیه السلام) است; زیرا طبق روایات متواتر اسلامى آن حضرت در آخر الزمان و در پایان جهان، ظهور خواهد نمود و با شمشیر قیام خواهد کرد، و تمامى جباران و ستمگران روى زمین را از بین خواهد برد، و در دوران حکومت آن مظهر قدرت خداوندى، جهان، آفرینش نوینى خواهد یافت. در این زمینه اخبار و احادیث بسیار زیادى در کتب شیعه و سنّى از پیامبر گرامى اسلام و ائمّه معصومین(علیهم السلام) روایت شده است که برخى از آنها را جهت توضیح فرازهاى بشارت مزبور، تحت چند عنوان مى آوریم. 1 ـ مهدى(علیه السلام) در آخر الزمان ظاهر مى شود در کتاب «غیبت» شیخ طوسى(رحمه الله) از ابو سیعد خدرى روایت کرده است که گفت: از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) شنیدم که بر فراز منبر مى فرمود: «مهدى از عترت و اهل بیت من است. او در آخر زمان ظهور مى کند. در آن هنگام آسمان بارانش را فرو مى فرستد، زمین گیاهان خود را مى رویاند. و او سراسر روى زمین را پر از عدل و داد مى نماید، آن چنان که دیگران ـ ستمگران ـ آن را پر از ظلم و جور کرده باشند». در کتاب «عقد الدرر»، باب سوم از قول ابو سعید خدرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «در آخر الزمان مردى جوان، با چهره اى زیبا و بینى کشیده، که از عترت من است قیام مى کند، زمین را پر از عدل و داد مى نماید، همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد . . .» در کتاب «دلائل الامامة» از قول ابو سعید خدرى آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: «مژده باد شما را به ظهور مهدى که او در آخر الزمان به هنگام سختى روزگار و فتنه و اختلاف و عدم امنیت مى آید، و خداوند به وسیله او زمین را پر از قسط و عدل مى نماید». و در روایات اهل بیت(علیهم السلام) در ضمن روایتى از امام محمّد باقر(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «دولت ما آخرین دولتهاست و هیچ خاندانى نیست که حکومتى براى آن مقدر شده باشد، جز این که پیش از ما به حکومت مى رسد تا وقتى که ما به حکومت رسیدیم کسى نگوید: اگر ما نیز به قدرت مى رسیدیم، همانند اینان رفتار مى کردیم، و این است معناى کلام خداوند که فرموده است: «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ»سرانجام از آن پرهیزکاران است[». و در روایت دیگرى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که فرمود:
ادامه ي مطلب ...
امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(8) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


7 ـ سوره ابراهیم
[بخش هشتم;حضرت مهدى(ع) و نویدهاى ظهورش در قرآن کریم]
7 ـ سوره ابراهیم (وَلَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِج قَومَکَ مِنَ الظُلماتِ إلىَ النُّور وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیّام اللهِ إنَّ فِى ذلکَ لاََیات لِکُلِّ صَبّار شَکُور). «همانا ما موسى را با آیات خود فرستادیم، که قوم خود را از تاریکى ها به سوى نور بیرون بیاور، و روزهاى خدا «ایّام الله» را به آنها یاد آورى کن که در این ـ یادآورى ـ براى هر انسان بسیار شکیبا و شکرگزار نشانه هایى است». شیخ سلیمان قندوزى حنفى در کتاب «ینابیع المودّة» از امام محمّد باقر(علیه السلام)روایت کرده است که در مورد این جمله از آیه شریفه «وَ ذَکِرّ هُمْ بأَیّامِ اللّهِ» فرمود: «أیّام الله ثَلاثَة: یَومَ یَقُوم الْقائِم(علیه السلام)، وَ یَومَ الکَرَّة، وَیَومَ القِیامَةِ». «روزهاى خداوند ـ تبارک و تعالى ـ سه روز است: 1 ـ روز قیام قائم(علیه السلام) 2 ـ روز رجعت 3 ـ روز قیامت. این حدیث به همین تعبیر از امام صادق(علیه السلام) نیز روایت شده است. و در تفسیر علىّ بن ابراهیم قمى نیز آمده که «ایّام الله» سه روز است: روز قیام قائم(علیه السلام)، روز مرگ و روز رستاخیز. همان گونه که خوانندگان عزیز ملاحظه نمودند، بر اساس روایات پیشوایان معصوم(علیهم السلام)، سه روز به عنوان «یوم الله» شناخته شده که یاد آورى آن در سر لوحه برنامه هاى حضرت موسى(علیه السلام) قرار گرفته، که روز قیام جهانى حضرت مهدى(علیه السلام)اوّلین آنها معرفى شده است. و به حق مى توان گفت: آن روز یکى از روزهاى بزرگ الهى است که شایسته است «یوم الله» خوانده شود، زیرا آن روز، سر آغاز حکومت واحد جهانى بر اساس عدالت و آزادى، و روز بر چیده شدن بساط ظلم و ستم و استبداد و استعمار از سراسر جهان، و روز شکستن بتها و گسستن زنجیرها و فرو ریختن کاخهاى ستمگران و در هم شکستن تمام قدرتهاى اهریمنى در پهنه گیتى است. دوّمین یوم الله، روز «رجعت» است که در آن روز بندگان شایسته خداوند که از دنیا رفته اند باز مى گردند و بر سراسر جهان حکومت مى کنند. سوّمین یوم الله، روز رستاخیز عمومى و روز قیامت است، که همه مردمان از اوّلین و آخرین در آن روز پر ترس و هراس در صحنه قیامت جمع مى شوند و سلطنت خداوند قهّار را با دیدگان خود مشاهده مى کنند و پاداش نیک و بد اعمال خود را درمى یابند.
امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(6) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


6 ـ مفهوم صحیح انتظار
[بخش هفتم; مسأله انتظار]
6 ـ مفهوم صحیح انتظار انتظار به مفهوم مذهبى اش، امید به آینده است، آینده اى که در آن مردم جهان، از زور و فشار و استبداد و تسلّط نظامهاى غلط، نجات پیدا کنند و رژیمهاى ضدّ انسانى از میان بروند و زندگى پر نشیب و فراز انسانها که از آغاز با نبرد و کشتارهاى فجیع همراه بوده است، پر از صلح و صفا و آرامش و امنیّت گردد و حقّ پرستان پیروز، و باطل گرایان نابود شوند. اینک بحث ما در باره مفهوم چنین انتظارى است که در اینجا به طور اختصار به توضیح آن مى پردازیم: آنچه از مجموع آیات و روایات اسلامى و مفهوم خود کلمه «انتظار» استفاده مى شود این است که انتظار، در تمام ابعاد زندگى فردى و اجتماعى، عامل رشد و اصلاح، عامل مقاومت و پیشرفت، عامل بیدارى و بقاى جامعه، و بالاخره عامل حرکت و جنبش و قیام و از عقاید تاریخ ساز و انقلاب آفرین اسلامى و بذر اصلى قیام جهانى حضرت مهدى(علیه السلام) است. ولى چنان که گفتیم، متأسّفانه دشمنان اسلام و گروهى از انسان هاى فریب خورده و بى اطلاع یا اشخاص کج اندیش و سست عنصر، این انتظار و چشم به راهى را عامل رکود و عقب ماندگى دانسته و چنین مى پندارند که آدمى باید از هر تلاش و کوشش اصلاحى دست بشوید و در برابر زور و فشار و ظلم و فساد راه خاموشى و سکوت در پیش گیرد و بسان مردگان زنده نما، در تابوت انتظار دراز کشیده و دست روى دست گذارد و به خواب دایمى فرو رود و اگر مى خواهد که موعود جهانى و مصلح غیبى زودتر از راه فرا رسد و به ظلم و جنایتها پایان دهد، مى بایست به گسترش جور و فساد کمک کند تا گیتى پر از ستم وتباهى گردد و ظهور مهدى موعود(علیه السلام) نزدیک شود، در صورتى که چنین برداشتى از مفهوم «انتظار» بدترین و نادرست ترین و گمراه کننده ترین مفهومى است که مى توان به «انتظار» نسبت داد. زیرا: این مفهوم انتظار نیست، بلکه تحریف حقیقت و واقعیت است. چرا که: «لازمه چشم به راهى، مهیّا شدن و مهیّا ساختن براى ظهور است. تنبل ترین و بى حال ترین آدمها، وقتى منتظر میهمان عزیزى باشد، از پیش، وسایل راحتى و پذیرایى او را از همه جهت آماده و فراهم مى سازد، به سر و وضع خود، خانه و اهل خانه، رسیدگى مى کند. حتّى مسیر او را آب (مى پاشد) و جارو مى کشد. و بالاتر از این، اگر بداند که به محض ورود میهمان دچار هجوم بدخواهان خواهد شد، به ترمیم و تحکیم خانه و کاشانه، و تجهیز و تسلیح خود و خانواده مى پردازد».
امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(1) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


5 ـ مدّعیان مهدویّت و سوء استفاده از عنوان مهدى موعود
[بخش ششم; قضاوت هاى نادرست و داورى هاى حساب نشده]
 

5 ـ مدّعیان مهدویّت و سوء استفاده از عنوان مهدى موعود

یکى از دلایل مخالفان مسأله مهدویّت و ایرادهاى بنى اسرائیلى آنان در عدم پذیرش احادیث مربوط به حضرت مهدى(علیه السلام) این است که مى گویند: این اخبار و احادیث، مورد سوء استفاده «مدّعیان مهدویّت» قرار گرفته و در طول تاریخ اسلام، مدّعیان فراوانى را که به دروغ ادّعاى مهدویّت نموده، و خود را به عنوان «مهدى موعود» معرفى کرده اند، برانگیخته است.

پاسخ ما به این کوته نظران ساده لوح کج اندیش یا در حقیقت غرض ورزان بى منطق، این است که یکى از دلایل روشن اصالت مسأله مهدویّت خود همین موضوع مدّعیان مهدویّت است; زیرا اگر چیزى اصالت نداشته باشد تقلّبى آن یافت نمى شود.

دلیل ما بر اثبات این مدّعا آن است که در طول تاریخ بشر، فرعون ها ادّعاى خدایى کرده اند; چون وجود «خدا» اصالت دارد و اصالتش براى همگان ثابت و روشن است. و از این رو، عدّه اى خواسته اند خود را به جاى آن حقیقت و واقعیت جا بزنند.

«مسیلمه ها» ادّعاى نبوّت کرده اند، چون نبوّت اصالت دارد و عدّه اى خواسته اند که خود را به جاى انبیا قالب کنند.

مهدویّت نیز، اصالت دارد و لذا عدّه اى چون ابومحمّد عبیداللّه (مهدى فاطمى، سر سلسله سلاطین فاطمى مصر) و محمّد احمد سودانى و على محمّد باب شیرازى و دیگران خواسته اند خود را به جاى مهدى واقعى جا بزنند. پس وجود متمهدى ها (یعنى مدّعیان دروغین مهدویّت) خود یکى از دلایل اصالت و واقعیّت مهدویّت است.

اگر بخواهیم اندکى عمیق تر در باره این مسأله گفتگو کنیم، باید بگوییم: سیرى کوتاه در مسأله مهدویّت، ما را به این حقیقت آشنا مى سازد که هر موقع در میان ملّتها، زور، فشار و تبعیض و احساس ظلم و ستم و بى عدالتى رو به فزونى رفته است و مردم وجود چنین وضعى را از نشانه هاى ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)دانسته و طبق فطرت ذاتى خود متوجّه درگاه حضرت احدیّت گردیده و با الحاح و نیایش براى رفع جنایتها و خیانت ها و رهایى از ظلم و ستم، از ذات مقدّس بارى تعالى یارى طلبیده اند تا به چنین وضع نکبت بارى خاتمه دهد، فرصت طلبان ریاکار که زمینه مساعدى براى تحقّق اهداف نامشروع خود آماده و مهیّا دیده اند، بى درنگ از عقاید پاک مردم سوء استفاده نموده، خود را «مهدى موعود» معرفى کرده اند و برخى از ساده اندیشان هم که در باره مهدى موعود(علیه السلام)، دچار اشتباه گردیده به آنها گرویده و به دعوت آنان پاسخ مثبت داده اند.

بارى، هر چند در طول تاریخ از این حقیقت، یعنى: مهدویّت سوء استفاده شده است; ولى کدام حقیقت است که در جهان مورد سوء استفاده قرار نگرفته است؟ آیا مدّعیان دروغین الوهیّت و یا نبوّت و یا سایر مقامات معنوى در دنیا کم بوده اند؟! آیا ادیان ساختگى و قلاّبى در جهان کم است؟! آیا باید همه حقایق را به خاطر سوء استفاده یک مشت گمراه و منحرف و ریاست طلب کنار بگذاریم و یکسره منکر خداپرستى و نبوّت انبیا بشویم؟! آیا در طول تاریخ از وجود نیروهاى مادّى کم سوء استفاده شده است؟ آیا ما باید همه آن نیروها را از بین ببریم و نابودشان سازیم؟!

در قرن دوازدهم میلادى ـ آن گونه که صاحب «قاموس کتاب مقدّس» مى نویسد ـ : حدود ده نفر «مسیح هاى دروغگو» ظاهر شدند و جمعى را به خود گروانیدند و این مطلب، اسباب فتنه و جنگ شد و گروه زیادى در آن معرکه، طعمه شمشیر شدند. بنابراین، آیا ما باید وجود حضرت مسیح(علیه السلام) را به طور کلّى انکار کنیم؟ چراکه از نام و عنوان حضرت مسیح(علیه السلام) سوء استفاده شده است!!

کوتاه سخن آن که، سوء استفاده از یک حقیقت، دلیل بر بطلان آن حقیقت نمى شود; بلکه خود این موضوع دلیل بر اصالت و واقعیّت آن حقیقت است. و دیگر اینکه براى پیش گیرى از این سوء استفاده ها، مسلمانان باید مهدى موعود را با مراجعه به منابع خویش بشناسند و نشانه ها و ویژگى هاى او را بدانند تا دچار چنین اشتباهاتى نگردند، نه اینکه به جهت جلوگیرى از این سوء استفاده، اصل این اعتقاد، انکار شود.

 


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(5) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


صفحات دیگر وبلاگ
1  2  3  4  5 

 
This Weblog's theme [Love is blue] Designed by Mahdi Yousefi for ParsiBox