[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

  گل نرگس بیا....
آخرین امید زمان

[وبلاگ راهنما]
[وبلاگ طرفداران]

 

دسته بندی مطالب





Powered by WebGozar

 

لینکستان

 

نظر سنجی

 

آرشیو وبلاگ

 

نویسندگان

 

تابلو نظرات

 

آمار وبلاگ

امروز:79
دیروز:154
این ماه:546
امسال:18879
کل بازیدها:54612

کل پستها:162
کل لینکها:201
کل نظر سنجیها:1
کل لوگوها:2
 

لوگوهای وبلاگ

وبلاگ علمی آموزشی

گل نرگس بیا...

 

طراح قالب


 
تصویر
[تصاویر]

0102

 

0304

  05

با سلام خدمت شما دوستان عزیزم.

برای امروز تعدادی عکس آماده کردم که امیدوارم.لذت ببرید.

از همراهی شما ممنون.

شاد و پیروز و سربلند باشد.


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(13) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


4 ـ سوره انفال
[بخش هشتم;حضرت مهدى(ع) و نویدهاى ظهورش در قرآن کریم]

 

4 ـ سوره انفال

(وَ قاتِلوُهُمْ حتّى لا تکونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّهِ).

«با کافران بجنگید تا فتنه اى باقى نماند و دین یک سره از آن خدا باشد».

محمّد بن مسلم گوید:

محضر امام محمّد باقر(علیه السلام) عرض کردم: تأویل قول خداى تعالى در سوره انفال که مى فرماید: «وَ قاتِلوُهُمْ حتّى لا تکونَ فِتْنَةٌ . . .» چیست؟ فرمود:

«تأویل این آیه هنوز نیامده است، و هنگامى که تأویل آن بیاید با مشرکان پیکار خواهد شد تا وقتى که یگانگى خداى تعالى را بپذیرند و شرکى در روى زمین باقى نماند، واین در زمان قیام «قائم» ما خواهد بود».

و در یک روایت دیگر از آن حضرت نقل شده است که فرمود:

«. . . تأویل این آیه هنوز نیامده است. هنگامى که قائم ما(علیه السلام) قیام کند، هر کس که زمان او را درک کند، تأویل این آیه را مى بیند که، هر کجا را که تاریکى شب فرا گیرد آیین محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) آنجا را فرا خواهد گرفت، تا این که دیگر شرکى در روى زمین باقى نباشد».

نکته مهمى که در اینجا قابل ذکر است این که:

«تعبیر این حدیث بسیار جالب است ]به[ خصوص که تاریکى شب را مثال آورده و روشنایى روز را مثال نزده است; زیرا شمول تاریکى بیش از روشنایى است چون ممکن است در روى زمین نقطه اى یافت شود که نور به آنجا راه پیدا نکند; ولى تاریکى همه جا را فرا مى گیرد و هیچ نقطه اى مستثنى نیست.

هنگامى که آفتاب عالمتاب امامت ظهور کند همه جهان به نور پروردگار منوّر مى شود و آثار قیام شکوهمند آن مهر تابان در تمام ذرات عالم آشکار مى شود».

آرى ! هنوز تأویل این آیه واقع نشده است; زیرا به طورى که مى دانیم، نه در زمان رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) و نه در دوران احدى از خلفاء و نه هم در روزگار هیچ یک از اوصیا، زمانى که در آن، جز دین حق، دین دیگرى در روى زمین وجود نداشته باشد، به طور کامل در دنیا پدید نیامده است و بنابر این، شکى نیست که چنین وضعیتى فقط در زمان حضرت مهدى(علیه السلام) تحقق خواهد یافت.

 




امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(7) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


4 ـ انتظار فرج در اسلام
[بخش هفتم; مسأله انتظار]
4 ـ انتظار فرج در اسلام انتظار فرج در اسلام و به ویژه در مذهب حقّه تشیّع، عبارت از ایمان استوار به امامت و ولایت حضرت ولىّ عصر(علیه السلام) و امید به ظهور مبارک آن واپسین حجّت خداوند، و آرزوى فرا رسیدن روزگار رهایى مستضعفان از چنگال مستکبران، و تمام شدن دوران داعیه «لمن الملکى» طاغوتیان، و فتح و پیروزى نهایى مؤمنان، و آغاز حکومت صالحان، تا پایان جهان است که همه اعتقادهاى اساسى اسلام را ـ از یکتایى خدا و رسالت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)و امامت امامان معصوم(علیهم السلام) و تحقّق وعده تخلّف ناپذیر خداوند ـ در بر دارد. انتظار فرج در اسلام، در واقع نوعى آمادگى است. آمادگى براى پاک شدن، پاک زیستن، و دور ماندن از زشتیها و وصول به تزکیه نفس. آمادگى براى حرکتى مستمرّ و دائم، با تلاش و کوشش پى گیر و خستگى ناپذیر توأم با خودسازى و دگرسازى و زمینه سازى. و سرانجام آمادگى براى تهیّه قوا براى شرکت در نهضت عظیم آسمانى حضرت مهدى(علیه السلام)که آغاز آن، ظهور مبارک حضرت ولى عصر(علیه السلام) و فرجام آن، شکست تاریکیها، ظلمها، فسادها، جهلها، جنایتها، قدرت طاغوتها، و نتیجه آن، برپایى حکومت عدل «اللّه» و تحقّق قول و پیمان خداوند به عزّت بخشى مؤمنان است. پس از روشن شدن اهمیّت انتظار درزندگى بشر، به بررسى انتظار فرج در اسلام مى پردازیم تا مفهوم صحیح آن را دریابیم. اینک براى روشن شدن مطلب به سراغ متون اصیل اسلامى و روایات پیشوایان معصوم(علیهم السلام) مى رویم، و لحن گوناگون آیات و روایاتى که از ائمّه معصومین(علیهم السلام)در باره مسأله انتظار و ارزش و اهمیّت این عقیده اصیل رسیده است، مورد بررسى قرار مى دهیم. الف) انتظار فرج در قرآن مسأله مهمّى که همیشه در طول تاریخ پر افتخار اسلام مایه امید مسلمانان و به ویژه «شیعیان» منتظر بوده است، وعده هاى تخلّف ناپذیر الهى در مورد آینده اسلام و پیروزى نهایى مؤمنان و مستضعفان و محرومان مى باشد. آیین مبین اسلام از همان آغاز پیدایش خود و حتّى از همان نخستین سال هاى ظهور پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) پیوسته مسلمانان را به آینده اى درخشان امیدوار ساخته است. مسلمانان و به خصوص شیعیان نیز از همان روزگار بعثت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) تا به امروز بر اثر همان وعده هایى که پیامبر بزرگوار اسلام به وسیله آیات روحبخش و دلنواز قرآن کریم بدانها داده است، با اعتقادى عمیق و راسخ تمامى آن وعده ها را جدّى گرفته، و على رغم همه مشکلات و مصایبى که در دوران هاى مختلف تاریخ اسلام دیده اند، هرگز امید خویش را از دست نداده و همواره این اعتقاد اصیل اسلامى را نصب العین خود قرار داده اند. مسلمانان بر اساس وعده هاى صریحى که قرآن کریم بدانها داده است، عقیده دارند که طبق قانون خلقت و سنّت آفرینش، تاریخ بر مبناى سنّتهاى الهى و وعده هاى خدایى به پیش مى رود، و اگر چند روزى دنیا به نفع ستمگران و تجاوزگران و بى اعتقادان تمام شود، ولى سرانجام، حکومت مطلق جهان به دست صالحان و حقّ پرستان خواهد افتاد و ستمکاران و طاغوتیان و زورمداران نابود خواهند شد و بالاخره عدالت و امنیّت واقعى بر اساس قانون خدا در سرتاسر جهان برقرار خواهد گردید. مسلمانان و تمام شیعیان بر اساس این عقیده سازنده، ایمان راسخ دارند که «حق» امرى اصیل، و باطلى امر عارضى است، و هر عارضه اى دیر یا زود، سهل یا دشوار، از بین مى رود و خواه ناخواه، در آینده اى دور یا نزدیک، حقّ در همه جا حاکم و پیروز مى شود، و باطل و باطل گرایان محو و نابود مى گردند; زیرا تحقّق حقّ و عدل، سنّت خدا، و خواست خدا و وعدّه قطعى خداوند است و خداوند در وعده اى که به بندگان صالح خود داده است، تخلّف نخواهد نمود. به هر حال، از نظر اسلام، قرآن و مسلمانان، مسأله «انتظار» و امید به آینده، و حاکمیّت مطلق حقّ در تمام جهان در آخر زمان، یکى از مسایل حیاتى اسلام است، و قرآن کریم با قاطعیّت هرچه تمامتر این مسأله را به عنوان یک وعده تخلّف ناپذیر الهى مطرح نموده، و در کمال صراحت، پیروزى نهایى ایمان اسلامى و آینده درخشان آیین پاک محمّدى(صلى الله علیه وآله وسلم) را به مسلمانان نوید داده، و جاى هیچ گونه شکّ و تردید و ابهام براى احدى باقى نگذارده است. در این زمینه، آیات بسیارى در قرآن کریم وارد شده که براى نمونه برخى از آنها را در اینجا مى آوریم
ادامه ي مطلب ...
امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(3) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


4 ـ اعتراف «جیمز دارمستتر» به اصالت مهدویّت
[بخش ششم; قضاوت هاى نادرست و داورى هاى حساب نشده]
 4 ـ اعتراف «جیمز دارمستتر» به اصالت مهدویّت

در سال 1885 میلادى، به هنگام شکست قواى انگلیس از محمّد احمد سودانى، دانشگاه «سوربن» فرانسه کنفرانسى از استادان و پژوهشگران ترتیب داد و «دار مستتر» خاورشناس و زباندان فرانسوى را پشت تریبون فرستاد تا اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) را از ریشه بى اعتبار وانمود سازد و مستعمرات مسلمان نشین فرانسه، کمتر در خطر انقلاب ناشى از این عقیده انگیزنده قرار گیرند.

دار مستتر، خاورشناس فرانسوى پشت تریبون رفت و هنگام بحث در باره ظهور و قیام «محمّد احمد» (متمهدى سودانى) چهار ماه قبل از مرگ مرموز و نابهنگام متمهدى مزبور، ضمن اعتراف به اصالت مهدویّت و عقیده به ظهور «منجى بزرگ» در بحث طولانى خود در پاریس، چنین گفت:

در این دنیا به ویژه در جهان اسلام، تاریخ با چنان وضع غریبى تکرار مى شود که اگر سرگذشت متمهدى هاى گذشته را براى شما نقل کنند، مثل این است که تاریخ ماضى و حال و آینده مهدى امروزى را بیان کرده باشند. متمهدى امروزى، در نوع خود، نمونه نخستین نیست که ظهور کرده است و مسلماً آخرین نفر هم نخواهد بود. مدعیان مهدویّت بسیار بوده اند و بعد از او نیز خواهند بود. تاریخچه و نفوذ سحر آساى این مردمان و نوید دادن وکامیابى آنان و نومیدى که ناچار در آخر کار رخ مى دهد، مکرر در عالم اسلام صورت گرفته و بعد از این هم مکرر صورت خواهد گرفت. ظهور مهدى را از نخستین ایّام پیدایش اسلام انتظار داشته اند. و تا زمانى که یک نفر مسلمان باقى باشد، مهدى ها ظهور خواهند کرد».

آرى! همان گونه که خوانندگان گرامى ملاحظه نمودند، با این که دارمستتر، خاورشناس و زبان دان فرانسوى، مأموریّت پیدا مى کند تا در سخنرانى خود، اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) را از ریشه بى اعتبار وانمود سازد، با این همه وى در ضمن سخنرانى خود، به اصالت مسأله مهدویّت اعتراف مى کند و مى گوید: «ظهور مهدى را از نخستین ایّام پیدایش اسلام انتظار داشته اند».

از اینجا معلوم مى شود که دلایل عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) تا چه اندازه قوى و محکم و قانع کننده است که حتّى یک نفر غیر مسلمان نیز، جرأت انکار اصل مسأله مهدویّت را ندارد و آن را از مسایل اعتقادى مسلمانان به شمار مى آورد و یادآور مى شود که عقیده به ظهور مهدى موعود از نخستین دوران پیدایش اسلام در بین مسلمانان وجود داشته است.

جدّاً جاى بسى تأسّف است که برخى از مسلمان نماها و به تعبیر دیگر، کاسه هاى داغ تر از آش و پژوهشگران فیلسوف مشرب، که تحت تأثیر افکار غربیهاى مغرض قرار گرفته اند، مى کوشند تا با استدلال هاى احمقانه، عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) را یک فکر وارداتى تلقّى کنند.


 


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(3) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


صفحات دیگر وبلاگ
1  2  3  4  5 

 
This Weblog's theme [Love is blue] Designed by Mahdi Yousefi for ParsiBox