در این روزگار آشفته و بى سامان که تمام امکانات مادّى جهان در دست ابرقدرتها و زمامداران خودسر و سیاستمداران فریب کار و مسئولان بى اعتقاد تمرکز یافته است، و عقاید، آرا و اندیشه هاى غلط و ضدّ مذهبى آنها به عناوین مختلف، به زور تبلیغات عمومى و به وسیله ارتباطات جمعى جهان، بر پیروان مکاتب و مذاهب دنیا تحمیل مى گردد بر هر فرد مسلمان و هرکس که بخواهد با روح تعالیم عالیه اسلام و حقیقت برنامه هاى تربیتى این مکتب انسان ساز آشنا شود، قبل از هر چیز، درک صحیح و شناخت درست مفاهیم واقعى واژه ها و اصطلاحات اسلامى لازم و ضرورى است.
زیرا در این دوران پرغوغاى مسلکها که همه نظامها و گروه ها، در جهت ضدّیت با خدا و مذهب و بخصوص در جهت مخالفت با اسلام و تشیّع شکل گرفته است و باطل گرایان و نظام هاى فاسد و مفسد کنونى جهان نیز، با اِعمال رویّه هاى ضد انسانى به تبلیغ افکار و اندیشه هاى ضدّ دین پرداخته و سخت مى کوشند تا با انواع دسیسه ها، تحریف واقعیت ها و قلب مفاهیم واقعى اصطلاحات اسلامى، مرام هاى باطل خود را با طرح شعارهاى زیبا و دلپذیر و الفاظ فریبنده، به عنوان تنها فلسفه علمى و جهان بینى مترقّى به خورد مردم دنیا بدهند و مسلمانان را از آگاهى هاى کافى درباره اصطلاحات و شعایر دینى محروم نمایند و آیین پاک محمّدى(صلى الله علیه وآله وسلم) را به سرنوشت آیین هاى وابسته به «تورات» و «انجیل» دچار سازند، اگر مفاهیم واقعى واژه هاى اسلامى و معانى حقیقى آنها به درستى درک شود، برداشت هاى غلط که براى گروهى از ره گم گشتگان در شناخت واقعى دین و مذهب پیش آمده است، مرتفع مى گردد.
و اگر مفاهیم واقعى اصطلاحات اسلامى به گونه اى که هست، معرفى نشود و سیاست بازان کهنه کار، افراد مغرض و دزدان عقیده، آنها را به صورت دیگرى جلوه دهند، زیان و ضرر آن براى مسلمانان کمتر از گمراهى صریح، نخواهد بود.
بنابراین، در چنین هنگامه اى، بر یکایک ما مسلمانان واجب است که براى حفظ آثار اصیل اسلامى، به پاسدارى از میراث کهن اسلامى خود برخیزیم و در نگهدارى فرهنگ غنى اسلامى خویش، بیش از پیش ساعى و کوشا باشیم و نگذاریم که هویّت تاریخى، و اصالت ملّى و میراث فرهنگى مان دستخوش آفت تحریف، و مورد دست برد دزدان عقیده قرار گیرد.
به هر حال، در آیین مقدّس اسلام واژه هاى فراوانى چون قِسط، عدل، زهد، قناعت، توکّل، تسلیم، خلافت، ولایت، امامت، مهدویّت، دعا و زیارت یافت مى شوند که مفاهیمى مخصوص به خود دارند و انحراف از درک معانى حقیقى آنها، مساوى با گمراهى در اصل دین و یا یکى از رشته ها و پایه هاى اساسى دین است.
از جمله این واژه ها، واژه «انتظار» است که مربوط به ظهور آخرین حجّت خداوند و مصلح آخرالزمان حضرت مهدى(علیه السلام) است که بیگانگان با تلقینات و تبلیغات سوء و غرض آلود، کوشیده اند تا آن را عامل انحطاط و عقب ماندگى معرّفى نمایند; در حالى که «انتظار ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)» یکى از حساسّ ترین و تاریخ سازترین فرازهاى عقیدتى اسلام است.
اینک براى شناخت کامل انتظار، نخست در باره معنا و مفهوم کلمه «انتظار» از نظر لغت و مذهب بحث مى کنیم; سپس در باره انتظار فرج در اسلام و دلایل آن در قرآن و حدیث، سخن مى گوییم; آنگاه در باره «انتظار فرج از دیدگاه نظامهاى سلطه گر» و برداشت هاى غلطى که برخى از احزاب و مکاتب از این عقیده اصیل کرده اند، به بحث و بررسى مى پردازیم و در پایان قسمتى از روایات مربوط به انتظار را ـ که حاکى از سازندگى این اصل حیات بخش و تلاش انگیز است ـ متذکر مى شویم.
چنان که پیش تر روشن ساختیم، انتظار فرج از آمال و آرزوهاى دیرین بشر و همه ملّتها و مذاهب بزرگ جهان است که خمیر مایه اصلى آن در اعماق وجود همه انسانها و جوامع مختلف بشرى وجود دارد.
امتیاز شما به این مطلب