[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

  گل نرگس بیا....
آخرین امید زمان

[وبلاگ راهنما]
[وبلاگ طرفداران]

 

دسته بندی مطالب





Powered by WebGozar

 

لینکستان

 

نظر سنجی

 

آرشیو وبلاگ

 

نویسندگان

 

تابلو نظرات

 

آمار وبلاگ

امروز:99
دیروز:154
این ماه:566
امسال:18899
کل بازیدها:54632

کل پستها:162
کل لینکها:201
کل نظر سنجیها:1
کل لوگوها:2
 

لوگوهای وبلاگ

وبلاگ علمی آموزشی

گل نرگس بیا...

 

طراح قالب


 
2 ـ بشارات ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در کتاب «تورات»
[بخش نهم; نویدهاى ظهور مبارک حضرت مهدى(ع)در کتاب هاى مقدّس ادیان و اخبار اهل بیت(ع)]
 

2 ـ بشارات ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در کتاب «تورات»

در کتاب تورات که از کتب آسمانى به شمار مى رود و هم اکنون در دست اهل کتاب و مورد قبول آنها است، بشارات زیادى از آمدن مهدى موعود و ظهور مصلحى جهانى در آخر الزمان آمده است که چون مضمونهاى آن بشارات در قرآن کریم و احادیث قطعى و متواتر اسلامى به صورت گسترده اى وارد شده و نشان مى دهد که مسأله «مهدویّت» اختصاص به اسلام ندارد، قسمتى از آن بشارات را در اینجا مى آوریم، و برخى از نکات آنها را توضیح مى دهیم تا موضوع تشکیل حکومت واحد جهانى، و تبدیل همه ادیان و مذاهب مختلف به یک دین و آیین مستقیم، برهمگان روشن شود.

گفتنى است که چون در کتاب «عهد عتیق» (یعنى: تورات و ملحقات آن) همچون کتاب انجیل، از بازگشت و رجعت حضرت عیسى (علیه السلام)سخن به میان آمده است و این مطلب، رابطه مستقیم با ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)دارد، نگارنده نیز در ضمن بشارات ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)، فرازهایى از «تورات» را آورده است تا دانسته شود که قوم یهود نیز بر اساس آنچه در کتابهاى مذهبى خودشان آمده است همچون مسلمانان به «رجعت» و بازگشت حضرت مسیح(علیه السلام)معتقدند. و در این باره تردید ندارند که بالاخره روزى فرا مى رسد که حضرت عیساى روح الله(علیه السلام)به زمین باز مى گردد و برخى از آنها را تنبیه و از برخى دیگر انتقام مى گیرد، هر چند که بسیارى از آنان بر اثر آیات و معجزاتى که از حضرت مهدى(علیه السلام)و عیساى مسیح(علیه السلام)مى بینند ایمان آورده و تسلیم مى شوند و در برابر حق خاضع و خاشع مى گردند.

اینک به قسمتى از بشاراتى که در «تورات» و ملحقات آن آمده است، توجّه فرمایید:

 

الف) بشارت ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در «زبور داوود»

در زبور حضرت داود(علیه السلام) که تحت عنوان «مزامیر» در لابلاى کتب «عهد عتیق» آمده، نویدهایى در باره ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) به بیانهاى گوناگون داده شده است و مى توان گفت: در هر بخشى از «زبور» اشاره اى به ظهور مبارک آن حضرت، و نویدى از پیروزى صالحان بر شریران و تشکیل حکومت واحد جهانى و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یک دین محکم و آیین جاوید و مستقیم، موجود است.

و جالب توجّه این که، مطالبى که قرآن کریم در باره ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) از «زبور» نقل کرده است عیناً در زبور فعلى موجود و از دست برد تحریف و تفسیر مصون مانده است.

قرآن کریم چنین مى فرماید:

(وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الاَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحوُنَ).

«ما علاوه بر ذکر (تورات) در «زبور» نوشتیم که ]در آینده[ بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد».

مقصود از «ذکر» در این آیه شریفه، تورات موسى(علیه السلام) است که زبور داود(علیه السلام)پیرو شریعت تورات بوده است.

 این آیه مبارکه از آینده درخشانى بشارت مى دهد که شرّ و فساد به کلّى از عالم انسانى رخت بر بسته، و اشرار و ستمکاران نابود گشته اند، و وراثت زمین به افراد پاک و شایسته منتقل گردیده است. زیرا کلمه «وراثت و میراث» در لغت، در مواردى استعمال مى شود که شخص و یا گروهى منقرض شوند و مال و مقام و همه هستى آنها به گروهى دیگر به وراثت منتقل شود.

به هر حال، طبق روایات متواتره اسلامى ـ از طریق شیعه و سنّى ـ این آیه شریفه مربوط به ظهور مبارک حضرت مهدى(علیه السلام) مى باشد، و قرآن کریم این مطلب را از زبور حضرت داود (علیه السلام) نقل مى کند، و عین همین عبارت در زبور موجود است. و اینک متن زبور:

«(9) زیرا که شریران منقطع مى شوند. امّا متوکّلان به خداوند، وارث زمین خواهند شد. (10) و حال اندکست که شریر نیست مى شود که هر چند مکانش را جستجو نمایى ناپیدا خواهد بود (11) امّا متواضعان وارث زمین شده از کثرت سلامتى متلذّذ خواهند شد (12) شریر بخلاف صادق افکار مذمومه مى نماید، و دندانهاى خویش را بر او مى فشارد (13) خداوند به او متبسّم است چون که مى بیند که روز او مى آید (14) شریران شمشیر را کشیدند و کمان را چلّه کردند تا آن که مظلوم و مسکین را بیندازند، و کمانهاى ایشان شکسته خواهد شد (16) کمى صدّیق از فراوانى شریران بسیار بهتر است. (17) چون که بازوهاى شریران شکسته مى شود و خداوند صدّیقان را تکیه گاه ا ست (18).

خداوند روزهاى صالحان را مى داند و میراث ایشان ابدى خواهد بود (19) در زمان «بلا» خجل نخواهندشد، و در ایّام قحطى سیر خواهند بود (20) لکن شریران هلاک خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پیه برّه ها فانى بلکه مثل دود تلف خواهند شد; (22) زیرا متبرّکان خداوند، وارث زمین خواهند شد، امّا ملعونان وى منقطع خواهند شد (29) صدّیقان وارث زمین شده، ابداً در آن ساکن خواهند شد (34) به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار که تو را به وراثت زمین بلند خواهند کرد و در وقت منقطع شدن شریران این را خواهى دید (38) امّا عاصیان، عاقبت مستأصل، و عاقبت شریران منقطع خواهند شد».

در فصل دیگر مى فرماید:

«. . . قومها را به انصاف داورى خواهد کرد. آسمان شادى کند و زمین مسرور گردد. دریا و پرى آن غرش نمایند. صحرا و هر چه در آن است به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنّم خواهند نمود به حضور خداوند. زیرا که مى آید، زیرا که براى داورى جهان مى آید. ربع مسکون را به انصاف داورى خواهد کرد. و قومها را به امانت خود».

و از جمله در مزمور 72 در مورد پیامبر بزرگوار اسلام و فرزند دادگسترش حضرت مهدى(علیه السلام)، چنین مى فرماید:

«(1) اى خدا ! شرع و احکام خود را به «ملک»، و عدالت خود را به «ملک زاده» عطا فرما (2) تا این که قوم تو را به عدالت و فقراى تو را به انصاف حکم نماید (3) به قوم کوهها سلامت و کویرها عدالت برساند (4) فقیران قوم را حکم نماید، و پسران مسکینان را نجات دهد، و ظالم را بشکند (5) تا باقى ماندن ماه و آفتاب دور به دور از تو بترسند (6) بر گیاه بریده شده مثل باران و مانند امطار ـ که زمین را سیراب مى گرداند ـ خواهد بارید (7).

و در روزهایش صدّیقان شکوفه خواهد نمود، و زیادتى سلامتى تا باقى ماندن ماه خواهد بود (8) از دریا تا به دریا و از نهر تا به اقصى زمین سلطنت خواهد نمود (9) صحرا نشینان در حضورش خم خواهند شد و دشمنانش خاک را خواهند بوسید (10).

ملوک طرشیش و جزیره ها، هدیه ها خواهند آورد، و پادشاهان شبا و سبا پیشکشها تقریب خواهند نمود (11) بلکه تمامى ملوک با او کرنش خواهند نمود، و تمامى اُمم او را بندگى خواهند کرد (12) زیرا فقیر را وقتى که فریاد مى کند و مسکین که نصرت کننده ندارد، خلاصى خواهد داد (13) و به ذلیل و محتاج ترحّم خواهد فرمود و جانهاى مسکینان را نجات خواهد داد (14) جان ایشان را از ظلم و ستم نجات خواهد داد، و هم در نظرش خون ایشان قیمتى خواهد بود (15) و زنده مانده از شبا به او بخشیده خواهد شد (16) در زمین به سر کوهها مشت غلّه کاشته مى شود که محصول آن مثل اسنان متحرّک شده، اهل شهرها مثل گیاه زمین شکوفه خواهند نمود (17).

اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقى بماند، در او مردمان برکت خواهند یافت، و تمامى قبایل او را خجسته خواهند گفت (19) بلکه اسم ذوالجلال او ابداً مبارک باد، و تمامى زمین از جلالش پر شود (20) دعاى داود پسر یسىّ تمام شد».

توضیح مختصرى پیرامون بشارت فوق:

در این بشارت ـ چنان که بر ارباب فضل و دانش و اهل علم و اطلاع و کسانى که با قرآن و روایات اهل بیت(علیهم السلام) سر و کار دارند، مخفى نیست پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) به عنوان «ملک» و فرزند گرامش حضرت مهدى(علیه السلام) که بزرگ ترین و کامل ترین مظهر عدل الهى است به عنوان «ملک زاده» معرفى گردیده، و به بعضى از امتیازات و مشخصات دیگر وى نیز اشاره شده است.

ولى برخى از علما و دانشمندان «یهود» چنین پنداشته اند که: منظور از «ملک» در این آیه، حضرت داود(علیه السلام)، و منظور از «ملک زاده» فرزند وى حضرت سلیمان(علیه السلام)است، و روى این پندار نا درست خواسته اند آیات مذکور را از بشارت دادن به بعثت حضرت خاتم النبیین(صلى الله علیه وآله وسلم) و نوید ظهور خاتم اوصیا حضرت حجّت بن الحسن العسکرى(علیه السلام)منصرف کنند، ولى این اندیشه از چند جهت نادرست و غیر قابل قبول است، زیرا:

نخست این که، حضرت داود(علیه السلام) از انبیاى پیرو شریعت تورات بوده و خود او داراى شریعت و احکام نوینى نبوده است تا این که بگوید: «اى خدا ! شرع و احکام خود را به «ملک» و عدالت خود را به «ملک زاده» عطا فرما»، و روى این اصل در خواست شریعت مستقل نوین در خور مقام آن حضرت نیست.

دوّم: این که، در خواست شرع و احکام و عدالت که به صورت دعا بر زبان حضرت داوود(علیه السلام) جارى شده ـ چنان که از نحوه در خواست آشکار است ـ براى دو شخصیّت عظیم آسمانى است که یکى داراى مقام سلطنت بر پیامبران و صاحب شرع و احکام جدید، و دیگرى مظهر أتمّ عدالت، و صاحب مقام ولایت مطلقه، و مورد انتظار عموم ملل جهان است.

سوّم: این که، عظمت، قدرت، شوکت و سلطنتى که در آیات مزبور براى «ملک زاده» ذکر گردیده است نه با حضرت سلیمان(علیه السلام) و نه با هیچ یک از انبیاى الهى وفق نمى دهد; زیرا نه مملکت حضرت سلیمان(علیه السلام) از مملکت پدرش حضرت داوود(علیه السلام)ـ بنابر اعتقاد اهل کتاب ـ وسیع تر بوده، و نه هم ظلم و ستم در عهد او شکسته شده است.

چهارم: این که، بر حسب آنچه برخى از علماى عهدین ـ عهد عتیق و عهد جدید تورات و انجیل ـ احتمال داده و به وجوهى استدلال جسته اند، مزمور فوق کلام حضرت سلیمان(علیه السلام)است نه کلام حضرت داود(علیه السلام)، و حضرت سلیمان(علیه السلام)که پس از مرگ پدر، صاحب مقام و کتاب گردیده است معقول نیست براى پدرش که از دنیا رفته است درخواست شرع جدید کند. و بر فرض این که بر خلاف احتمال آنان، مزمور فوق کلام حضرت داود(علیه السلام)باشد ـ چنان که اشاره کردیم ـ دعا براى دو شخصیّت والایى است که در آینده تاریخ بعد از او ظاهر خواهند شد.

پنجم: چنان که از آیه (20) استفاده مى شود تمامى آیات یاد شده به عنوان دعا بر زبان حضرت داود(علیه السلام) جارى شده و شایسته مقام نبوّت ـ که بالاترین مدارج کمال و عبودیّت و بندگى است ـ این است که، در مقام دعا و استدعاى از پروردگار، در کمال خضوع و خشوع و انکسار در برابر آفریدگار، زبان به تذلّل و کوچکى بگشاید، و با زبان عجز و لابه و عارى از هر نوع خود بینى و خود پسندى مقاصد خویش را از خداى جهان بخواهد، نه این که در برابر سلطان واقعى و مالک الملوک جهان خود را «پادشاه» و فرزند خود را «شاهزاده» بخواند.

ششم: این که، در چند آیه از بشارت مزبور، سلطنت و دعوت «ملک زاده» را عمومى و جهانى خوانده، و قدرت و جبروت روحانى وى را شامل پادشاهان و قدرتمندان و سلاطین مقتدر جهان دانسته، و سراسر کره مسکون را قلمرو دولت حقّه وى معرفى نموده، چنان که در اخبار وارده از ائمّه معصومین(علیهم السلام) نیز در حقّ شخصیّت بى نظیر حضرت مهدى(علیه السلام)، چنین سخن رفته است.

هفتم: این که، در آیه (7) به اصحاب خاص آن حضرت اشاره نموده که با ظهور نور پر فروغ مهدوى(علیه السلام) آن خورشید جهانتاب عدل الهى، صدّیقان شکوفه کنند، و رحم اجتماع بزرگ جهانى، مردانى پاک سیرت، راست گفتار و درست کردار از خود نمایان سازد، و سعادت و سلامت، رفاه و خوشبختى، بهروزى و بهزیستى که مولود تسلّط آن یگانه منجى عالم و دولت عدالت پیشه آن حضرت است تا انقراض جهان پایدار خواهد بود، چنان که در روایات اسلامى نیز آمده است: «دولتنا آخر الدول».

و هشتم: این که، در آیه (17 و 18) خاطر نشان ساخته است که تا جهان باقى است و خورشید در آسمان نور افشانى مى کند، اشعه خورشید فروزان قائم آل محمّد(علیهم السلام) بر روح و جان جهانیان خواهد تابید، و تمامى قبایل او را خجسته خواهند گفت، و تمامى روى زمین از جلال و عظمتش پر خواهد شد ، چنان که در روایات مستفیضه و متواتره اسلامى که د رمورد ظهور آن مهر تابان رسیده است، کمتر حدیثى یافت مى شود که در ضمن آن جمله «یملاَُ الأرضَ قِسْطاً وَ عَدْلا، کَما مُلَئت ظُلْماً و جَوْراً» نیامده باشد.

بنابر این، جاى هیچ گونه شک و تردید نیست که مقصود از «ملک» در مزمور 72 از زبور داوود(علیه السلام) همان نور قدوسى حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) سیّد رسولان و خاتم پیغمبران، و مقصود از «ملک زاده» حضرت صاحب الزمان «مهدى موعود(علیه السلام)» دوازدهمین جانشین بر حق وفرزند دلبند آن بزرگوار است که به خواست خداوند در روز معیّن و موعود، ظهور خواهد نمود، و سراسر روى زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد بعد از آن که پر از ظلم و جور شده باشد، و گردن گردنکشان و گردن فرازان را خواهد شکست، و چون مهر و ماه بر روح و جان جهانیان خواهد تابید، وحکومت حقه الهیه وى تا ابد و تا قیام قیامت ادامه خواهد داشت. اللهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه.

ناگفته نماند که نویدهاى ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در «زبور» فراوان است، و در بیش از 35 بخش از مزامیر (150)گانه، نوید ظهور آن موعود اُمم و منجى عالم موجود است، کسانى که طالب تفصیل بیشترى هستند مى توانند به متن «مزامیر» در «عهد عتیق» مراجعه فرمایند.

ب) بشارت ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در کتاب «اشعیاى نبى»

در کتاب «اشعیاى نبى» که یکى از پیامبران پیرو تورات است، بشارت فراوانى در مورد ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) آمده است که جهت استدلال به کتاب مزبور، نخست فرازى از آن بشارت ها را نقل نموده، و برخى از نکات آن را توضیح مى دهیم تا معلوم شود که مسلمانان در باره عقیده به ظهور یک مصلح جهانى تنها نیستند، بلکه همه اهل کتاب در این عقیده با مسلمانان اشتراک نظر دارند.

در فرازى از بشارت کتاب اشعیا چنین آمده است:

«و نهالى از تنه «یسىّ» بیرون آمده، شاخه اى از ریشه هایش خواهد شکفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. یعنى روح حکمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشى او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود، داورى نخواهد نمود و بر وفق سمع گوشهاى خویش، تنبیه نخواهد نمود; بلکه مسکینان را به عدالت داورى خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستى حکم خواهد نمود . . . کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت.

و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پروارى با هم و طفل کوچک آنها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچه هاى آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد، و طفل شیر خوره بر سوراخ مار بازى خواهد کرد، و طفل از شیر باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعى خواهد گذاشت، و در تمامى کوه مقدس من، ضرر و فسادى نخواهند کرد; زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایى که دریا را مى پوشاند».

منظور از «نهالى که از تنه یسىّ خواهد رویید» ممکن است یکى از چهار نفر از شخصیّت هاى بزرگ روحانى و رهبران عالى قدر بشر، حضرت داود، حضرت سلیمان، حضرت عیسى و حضرت حجّت بن الحسن العسکرى(علیهم السلام)باشند; ولى دقّت و بررسى کامل آیات فوق نشان مى دهد که منظور از این نهال، هیچ یک از آن پیامبران نیست; بلکه همه آن بشارتها ویژه قائم آل محمّد(علیهم السلام)است; زیرا حضرت داوود و سلیمان(علیهما السلام)فرزندان پسرى یسىّ، و حضرت عیسى بن مریم(علیه السلام)نواده دخترى وى، و قائم آل محمّد(علیه السلام)نیز از جانب مادرش جناب نرجس خاتون ـ که دختر یشوعا، پسر قیصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواریون حضرت عیسى(علیه السلام) بوده، و نسب شریفش به شمعون صفا، وصىّ حضرت عیسى(علیه السلام)مى رسد ـ نواده دخترى «یسىّ» مى باشد.

در فرازى از این بشارت چنین آمده است: «موافق رؤیت چشم خود داورى نخواهد کرد و بر وفق سمع گوشهاى خود تنبیه نخواهد نمود» و این جمله، اشاره به حاکمیت مطلق و حکومت عادلانه آن حضرت دارد که وى بر اساس حق و واقع، حکم مى کند و نیازى به شاهد و بیّنه ندارد و از کسى گواهى نمى طلبد چنان که در روایات اسلامى آمده است که: «یحکم بحکم داود ومحمّد(صلى الله علیه وآله وسلم)» یعنى به حکم حضرت داود و دستور پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) حکم مى کند و با علم و دانش خدادادى خویش داورى مى نماید.

و در فراز دیگرى از آن بشارت آمده است که، در زمان حکومت حقه و دوران حکومت عدالت پیشه او «گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید ... و گوساله و شیر پروارى با هم، و ... ضرر و فسادى نخواهند کرد»، این جمله نشان مى دهد که در زمان ظهور مبارک آن موعود آسمانى، عدل و داد آن چنان گسترش مى یابد که جانوران و درندگان با هم سازش مى کنند و در کنار یکدیگر قرار مى گیرند و خوى بهیمیّت و درندگى را از دست مى دهند، و زیان و ضرر به هیچ یک از موجودات نمى رسانند چنان که در اخبار و احادیث آمده است:

«وَ تَصْطَلِحُ فِی مُلْکِهِ السّباع، وَ اصْطَلَحَتِ السِّباع، و تأمَنُ الْبَهائم».

و در آخرین فراز از بشارت مزبور آمده است: «جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایى که دریا را مى پوشاند»، این مطلب نشانگر این واقعیّت است که در عهد با سعادت آن موعود آسمانى چنان تحوّل عظیم علمى و فرهنگى به وجود مى آید که همه مردمان به خداى یگانه ایمان مى آورند. درهاى رشته هاى گوناگون علوم و دانش به روى انسانها گشوده مى شود، سطح معلومات بشرى بالا مى رود، راهى را که بشریّت در طول تاریخ در هزاران سال پیش به دنبال آن بوده در زمان کوتاه مى پیماید، عقلها کامل و اندیشه ها شکوفا مى گردد، و کوته بینى ها و تنگ نظرى ها از بین مى رود، و انسانها به کمال و بلوغ عقلى و اخلاقى و انسانى مى رسند و به تمام ناکامیها، شکستها، ستمها، نادانیها و بدبختى ها پایان مى دهند، و زندگى شرافتمندانه تازه اى را آغاز مى نمایند. چنان که در حدیثى از امام باقر (علیه السلام) آمده است که فرمود:

«إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ یَدَهُ عَلى رؤوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقُولَهُمْ وَ أَکَمَلَ بِهِ أَخلاقَهُمْ وَکَمُلَتْ به أَحْلامهُم».

«هنگامى که قائم ما قیام کند دستش را بر سر بندگان مى گذارد و خردهاى آنها را گرد مى آورد و اخلاقشان را کامل مى گرداند، و به وسیله او به رشد و کمال مى رسند».

و در ضمن حدیث دیگرى از آن بزرگوار نقل شده که فرمود:

«. . . وَ تُؤتُونَ الْحِکْمَةَ فِی زَمانِه حتّى أَنّ الْمَرْأةَ لَتَقْضی فِی بَیْتِها بِکِتاب اللهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِ الله».

«در زمان او آن قدر به شما دانش و فرهنگ داده مى شود که زن خانه دار در خانه خود با کتاب خدا و سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)داورى مى کند».

در حدیث دیگرى، امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«إنَّ قائِمَنا إذا قامَ مَدَّ اللهُ لِشِیعَتِنا فى أسْماعِهِمْ وَ أبْصارِهِم، حتّى لا یَکُونَ بَیْنَهُمْ وَ بَیَنَ الْقائِمِ بَرِید، یُکَلِّمُهُمْ فَیَسْمَعُونَ، وَ یَنْظُرُونَ إلیه وَ هُو مَکانِهِ».

«هنگامى که قائم ما قیام کند خداوند آنچنان گوشها و چشمهاى شیعیان ما را تقویت مى کند که میان آنها و حضرت قائم(علیه السلام) واسطه اى نخواهد بود، او با آنها سخن مى گوید و آنان سخن او را مى شنوند و او را مى بینند، در حالى که او در مکان خودش مى باشد ]و آنها در نقاط دیگر[».

و در حدیث دیگرى آمده است که فرمود:

«إنَّ الْمُؤمِنَ فی زَمانِ القائِم(علیه السلام) وَ هُوَ بِالْمَشْرِق لَیَرى أخاهُ الَّذی فِی الْمَغْرِب، وَ کَذا الَّذی فِی الْمَغْرِب یَرى أخاهْ الَّذی بِالْمَشْرِق».

«در زمان حضرت قائم (علیه السلام) یک انسان مؤمن در حالى که در مشرق است برادر ـ دینى ـ خود را در مغرب است مى بیند، همچنین کسى که در غرب عالم است برادرش را که در شرق زمین است، مى بیند».

و در یک حدیث دیگر آمده است که فرمود:

«العِلْمُ سَبْعَة وَ عِشْرُونَ حرفاً، فَجَمِیعُ ما جائت بِهِ الرُّسُلُ حَرفان، فَلَمْ یَعْرِفِ النّاسَ حتّى الْیَوْم غیر الحَرْفَین، فَإذا قام قائِمُنا أخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ العِشْرُین حَرْفاً، فَبَثَّها فِى النّاس وَ ضمّ إلَیْها الْحَرْفَیْنِ حتّى یَبُثَّها سَبْعَةَ وَ عِشْرینَ حَرْفاً».

«علم و دانش 27 حرف ]شاخه[ است; تمام آنچه پیامبران براى مردم آوردند و آشکار ساختند تنها دو حرف بیش نبوده است و مردم تا به امروز جز آن دو حرف را نشناخته اند. ولى هنگامى که قائم ما قیام کند 25 حرف دیگر را نیز آشکار ساخته و آنها را در بین مردم منتشر مى سازد و آن دو حرف دیگر را به آن ضمیمه مى کند تا 27 حرف علم کامل شود».

و در یک حدیث جالب دیگر که از آن حضرت در مورد فرمان روایى فرمان روایان حضرت حجّت بن الحسن(علیه السلام) وارد شده، چنین آمده است:

«إذا قامَ الْقائِم بَعَثَ فِی أقالِیْمِ الأرْضِ، فِى کُلِّ إقلِیم رَجُلا، یَقُولُ: عَهْدُکَ فِى کفِّکَ، فَإذا وَرَد عَلَیْکَ أمرٌ لا تَفهَمُهُ وَ لا تعرِفُ الْقَضاء فِیهِ فَانْظُرْ إلى کَفِّکَ وَ اعْمَلْ بِما فِیْها».

«هنگامى که قائم(علیه السلام) قیام کند براى هر کشورى از کشورهاى جهان فرمانروایى مى فرستد و ]به او [مى گوید: دستور العمل تو در کف دست تو مى باشد ، هر گاه حادثه اى براى تو روى دهد که حکم آن را نفهمى و ندانى چگونه در مورد آن داورى کنى، به کف دستت نگاه کن و به آنچه در آنست عمل کن».

ما معناى واقعى این حدیث را درک نمى کنیم، و نمى دانیم که حکم رویدادها چگونه ممکن است در کف دست آنها منعکس شود. آیا گاهى از رویدادها از طریق معجزه صورت مى گیرد که در کف دست آنها نوشته مى شود یا کتابى در دستشان خواهد بود که حکم هر حادثه اى در آن خواهد بود، و یا وسیله مجهّزى همچون دستگاه بى سیم یا مدرنتر و نیرومندتر و ظریفتر از آن در اختیار آنها قرار خواهد داشت که بدان وسیله با حجّت خدا تماس خواهند گرفت؟

ولى به هر حال، این حدیث نشانگر این واقعیّت است که در آن عصر درخشان، علم و دانش ترقى فوق العاده اى خواهد داشت که براى ما قابل درک و فهم نیست.

علاوه بر این، از این روایات چند مطلب استفاده مى شود که مختصراً آنها را توضیح مى دهیم:

الف: هنگامى که قائم آل محمّد(علیه السلام) قیام کند و حکومت واحد جهانى را تشکیل دهد و رهبرى مردم را به عهده بگیرد، مردم از پرتو وجود آن مصلح جهانى تکامل عقلى و علمى پیدا مى کنند. شرک و کفر و الحاد و نفاق از میان برچیده مى شود، فساد اخلاقى و بى بند و بارى ریشه کن مى گردد، عدالت اجتماعى شامل همه طبقات مردم مى شود، همه مردمان خود را با اخلاق حمیده اسلامى مى آرایند، فرهنگ و معارف اسلامى به نحو شایسته اى در بین مردم رواج پیدا مى کند، و دین اسلام و کلمه توحید در همه جا حکم فرما مى شود.

ب: وسایل ارتباط جمعى و رسانه هاى گروهى به اندازه اى قوى و نیرومند و پیشرفته خواهد بود که چیزى بنام اداره پست، تلگراف و تلفن و امثال آنها وجود نخواهد داشت و همه مردم در هر جا که باشند و در هر شهرى که زندگى کنند وجود مقدّس حضرت ولى عصر (علیه السلام) را مشاهده خواهند کرد و صداى ملکوتى او را خواهند شنید. با او در ارتباط خواهند بود و تعالیم دینى و اسلامى را بدون واسطه از او دریافت خواهند نمود.

ج: ارتباط مستقیم نه تنها در سطح دولت، بلکه در سطح عموم، بین همه مردم جهان عملى خواهد شد، و همه مؤمنان در هر کجا که باشند با یکدیگر ارتباط مستقیم خواهند داشت، واین ارتباط شاید با دستگاهى که کاملتر از تلفن هاى تلویزیونى باشد صورت خواهد گرفت که طرفین در هر کجاى دنیا باشند همدیگر را ببینند و صداى یکدیگر را بشنوند.

بنابر این، با توجّه به آنچه گذشت به این نتیجه مى رسیم که منظور از:

«نهالى از تنه یسىّ خواهد روئید»، همان مهدى موعود(علیه السلام) است که نه تنها بر سراسر کره زمین و ربع مسکون، بلکه بر سرتاسر جهان هستى حکومت خواهد کرد، و جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود، و بشر را به بالاترین مدارج کمال خواهد رساند.

بشارت دیگرى از کتاب اشعیاى نبى:

در بشارت دیگرى نیز در کتاب «اشعیاء» در مورد ظهور قائم آل محمّد(علیه السلام)چنین آمده است:

«و در ایّام آخر واقع خواهد شد . . . جمیع اُمّتها به سوى آن روان خواهند شد . . . او اُمّتها را داورى خواهد نمود، و قومهاى بسیارى را تنبیه خواهد کرد . . . اُمّتى بر اُمّتى شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت».

آنچه از این بشارت فهمیده مى شود این است که پس از قیام شکوهمند مهدى موعود(علیه السلام) جمیع اُمّتها به سوى او روى خواهند آورد. و او همه مردم جهان را از هر رنگ و نژادى که باشند و هر دین و مذهبى که داشته باشند در زیر یک پرچم که دین اسلام و توحید باشد گرد خواهد آورد، و گروه بسیارى را تنبیه خواهد نمود، و در پرتو اجراى عدالتش، و در میان مردم به قضاوت داودى داورى خواهد نمود، و بر اساس حق و واقع قضایا را حل و فصل خواهد کرد، که سراسر گیتى را فرا خواهد گرفت دیگر اُمّتى بر اُمّتى شمشیر نخواهد کشید، و بار دیگر جنگ و خونریزى و ناامنى بر جهان حکمفرما نخواهد بود، و همه مردمان در صلح، صفا، صمیمیّت و آسایش و آرامش در کنار هم زندگى خواهند نمود.

بنابر این، آنچه در فرازهاى بشارت مزبور آمده، همگى از آمدن انسان فوق العاده ممتاز و با عظمت خبر مى دهد که بر همه جهان سیطره پیدا مى کند، و دنیا را پر از عدل و داد مى نماید به گونه اى که کسى حتّى جرأت تجاوز و تعدّى به دیگرى را در خود نمى بیند، زیرا بیم آن را دارد که اگر مرتکب خلافى گردد ممکن است علیه او گزارش شود و در چنگال عدالت گرفتار آید، چنان که در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده است که فرمود:

«لا تَقُوم السّاعَةُ حتّى تَکَلَّم السِّباعُ الإنْسان، و حتّى تَکَلَّمَ عَذَبَةُ سَوطِهِ وَ شِرکُ نَعْلِهِ وَ تُخْبِرُهُ بِما أحْدَثَ أهْلَهُ مِنْ بَعْدِه».

«رستاخیز برپا نمى شود مگر این که درندگان با انسان سخن بگویند، و تازیانه و بند کفش او با وى تکلّم نماید و به آنچه خانواده اش بعد از خروج او از منزل انجام داده اند وى را با خبر سازند».

 

چند بشارت دیگر از کتاب اشعیا

بشارات فراوانى که در باره منجى عالم در کتاب اشعیاى نبى وارد شده به قسمت عمده اى از برنامه هاى آن مصلح جهانى اشاره دارد که برخى از آنها را مى آوریم:

1 ـ تأمین عدالت اجتماعى و امنیّت عمومى

2 ـ تأمین رفاه همگانى و آباد ساختن جهان

1 ـ تأمین عدالت اجتماعى و امنیّت عمومى

در فرازى از بشارت هاى کتاب اشعیا آمده که در زمان آن حضرت، عدالت اجتماعى برقرار خواهد گردید و امنیّت عمومى به وجود خواهد آمد به گونه اى که مردم در صلح و صفا و صمیمیّت زندگى کنند و بهایم با هم سازش نمایند و در کنار هم با آسودگى بیاسایند:

«آنگاه انصاف در بیابان ساکن خواهد شد، و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید. و عمل عدالت، سلامتى و نتیجه عدالت، آرامى و اطمینان خاطر خواهد بود تا ابد الآباد. و قوم من در مسکن سلامتى و در مساکن مطمئن و در منزلهاى آرامى ساکن خواهند شد».

تردیدى نیست که این بشارت به زمان مهدى موعود(علیه السلام) اشاره دارد; زیرا فقط آن حضرت است که تمام جهان را پر از عدل و داد مى کند، و ریشه ظلم و فساد را از بیخ و بن بر مى کند، و صفا و صمیمیّت را به عالم انسانیّت بر مى گرداند.

و اینک براى این که روشن شود تمام فرازهاى بشارت مزبور از دولت با سعادت آن یگانه منجى عالم خبر مى دهد، به احادیث چندى که در این زمینه مى آوریم، توجّه فرمایید.

1 ـ در احادیث متواتر از طریق شیعه و سنّى از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)روایت شده که در مورد ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) فرموده است:

«فیَمْلاَُ الاْرْضَ قِسْطاً وَعَدْلا، کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً».

«زمین را پر از عدل و داد مى کند، همچنان که پر از ظلم و ستم شده است».

2 ـ ابو سعید خدرى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت کرده است که فرمود:

«تَأوی إلیه اُمَّتُهُ کما تأوی النَّحْلُ إلى یَعْسُوبِها یَمْلاَُ الأرْضَ عَدْلا کما مُلِئت جَوراً، حتّى یَکُونَ النّاسُ عَلى مِثْلِ أمرِهِمُ الأوَّل لا یُوقِظُ نائماً وَلا یُهْرِیقُ دَماً».

«اُمّت اسلامى به سوى او پناه مى برند، آنچنان که زنبوران عسل به سوى ملکه خود پناه مى برند. عدالت را در سراسر گیتى مى گستراند همچنان که پر از ستم شده، تاجایى که صفا و صمیمیّت صدر اسلام را به آنها باز مى گرداند. خفته اى را بیهوده بیدار نمى کند (آسایش کسى را بر هم نمى زند) و خونى را (به ناحق) نمى ریزد».

3 ـ همچنین ابو سعید خدرى از رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت کرده است که در توصیف آن حضرت فرمود:

«ساکنان زمین و آسمان به او عشق مىورزند. آسمان بارانش را فرو مى فرستد، زمین گیاهان خود را مى رویاند، زنده ها آرزو مى کنند که اى کاش نیاکانشان زنده بودند و آن عدالت و آرامش را مشاهده مى کردند».

4 ـ و نیز ابو سعید خدرى از آن حضرت روایت کرده است که فرمود:

«یَخْرَجُ فی آخِرِ اُمَّتی الْمَهْدِی، یَسْقِیهُ الله الْغَیثَ، و تُخْرِجُ الأرْضُ نَباتها، وَ یُعْطِی الْمالَ صَحَاحاً، وَ تَکْثُرُ الماشِیَة، وَ تَعْظُمُ الاُمَّةِ».

«در پایان روزگار اُمّت من، مهدى(علیه السلام) خروج مى کند. خداوند در زمان او زمین را با باران رحمتش سیراب مى نماید و زمین گیاهانش را مى رویاند. او ثروت را به طور مساوى بین مردم تقسیم مى کند. در آن زمان چهارپایان در جهان فراوان شود و اُمّت بسیار بزرگ و شکوهمند گردد».

5 ـ حذیفه یمانى از آن حضرت روایت نموده که در ضمن حدیثى فرمود:

«فَیفَرَح به أهْلُ السَّماء وَ أهْلُ الأرْض وَ الطَّیْرُ وَ الوُحُوشُ وَ الْحِیْتانُ فی الْبَحْرِ».

«ساکنان آسمان، مردم روى زمین، پرندگان هوا، درّندگان صحرا، و ماهیان دریا همه و همه از او خشنود مى شوند».

از این روایات به خوبى استفاده مى شود که در دولت عدالت پیشه حضرت مهدى(علیه السلام)همه مردم و موجودات از عدالت آن بزرگمرد الهى بهره مند خواهند شد، و همه انسانها، پرنده ها، چرنده ها و حیوانات اهلى و وحشى همگى در سایه دولت عدالت گستر آن حجّت خدا در آسایش و امنیّت زندگى خواهند نمود. و از این رو، همه موجودات و مخلوقات خدا از وجود پر خیر و برکت آن موعود آسمانى فرحناک و شادمان و از حکومت عادلانه آن حضرت راضى و خشنود مى باشند.

 

2 ـ تأمین رفاه همگانى و آباد ساختن جهان

در فراز دیگرى از بشارت هاى کتاب اشعیاى نبى آمده که در آن زمان، بساط ظلم و ستم برچیده خواهد شد، و عدالت گسترش خواهد یافت، و فقر اقتصادى از میان خواهد رفت و نیازمندیهاى مادى و معنوى مردم تأمین خواهد گردید، و همگان به اخلاق حمیده اسلامى آراسته خواهند شد، و پرده هاى ظلمت و تاریکى به کنار خواهد رفت، و مردمان در ناز و نعمت زندگى خواهند کرد:

«برگزیدگان من، از عمل دستهاى خود تمتّع خواهند برد، زحمت بیجا نخواهند کشید، اولاد به جهت اضطراب نخواهند زایید; زیرا که اولاد برکت یافتگان خداوند هستند و ذریّت ایشان با ایشان اند. و قبل از آن که بخوانند من جواب خواهم داد، و پیش از آن که سخن گویند من خواهم شنید. گرگ و برّه با هم خواهند چرید، و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد، و خوراک مار خاک خواهد بود، خداوند مى گوید که در تمامى کوه مقدّس من، ضرر نخواهند رسانید و فساد نخواهند کرد».

در این بشارت نیز از ظهور شخصیّت عظیم و بى نظیرى خبر مى دهد که در زمان حکومت حقّه او، همه تنگیها و سختیها بر طرف شده و در پرتو اجراى احکام خدا و پیاده شدن حقّ و عدل و قانون، آسمان و زمین، آفرینش نوینى یافته که از آسمان جز خیر و برکت، و از زمین جز نعمت و منفعت دیده نشود، و مردمان همگى در رفاه و آسایش و راحتّى زندگى خواهند کرد و فشارها و ناکامیها و ستمهاى دوران گذشته را به یاد نخواهند آورد.

بنابراین، جاى هیچ گونه شکّ و تردیدى نخواهد بود که آن شخصیّت عظیم و بى مانند که یکى از برنامه هاى الهى او تأمین رفاه همگانى و آباد ساختن جهان انسانى است، همان مهدى موعود(علیه السلام) خواهد بود که خداوند به برکت وجود او همه جمعیّت روى زمین را از آن همه رفاه و نعمت و خوشى برخوردار خواهد ساخت.

در این زمینه روایات بسیار زیادى
امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(2) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


1 ـ مهدى موعود(علیه السلام) در کتب مقدسه هندیان
[بخش نهم; نویدهاى ظهور مبارک حضرت مهدى(ع)در کتاب هاى مقدّس ادیان و اخبار اهل بیت(ع)]
ـ مهدى موعود(علیه السلام) در کتب مقدسه هندیان در کتابهاى مذهبى مقدّسى که در میان هندیان به عنوان کتاب هاى آسمانى شناخته شده و آورندگان این کتاب ها به عنوان پیامبر شناخته مى شوند، تصریحات زیادى به وجود مقدّس مهدى موعود(علیه السلام) و ظهور مبارک آن حضرت شده است که قسمتى از آنها از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد. الف) بشارت ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در کتاب اوپانیشاد در کتاب «اوپانیشاد» که یکى از کتب معتبره و از منابع هندوها به شمار مى رود، بشارت ظهور مهدى موعود(علیه السلام) چنین آمده است: «این مظهر ویشنو (مظهر دهم) در انقضاى کلّى یا عصر آهن، سوار بر اسب سفیدى، در حالى که شمشیر برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر مى شود، و شریران را تماماً هلاک مى سازد، و خلقت را از نو تجدید، و پاکى را رجعت خواهد داد . . . این مظهر دهم در انقضاى عالم ظهور خواهد کرد». با اندک تأملى در جملات بشارت فوق، ظاهر مى شود که مقصود از «مظهر ویشنو» همان وجود مقدّس حجة بن الحسن العسکرى(علیه السلام) است; زیرا طبق روایات متواتر اسلامى آن حضرت در آخر الزمان و در پایان جهان، ظهور خواهد نمود و با شمشیر قیام خواهد کرد، و تمامى جباران و ستمگران روى زمین را از بین خواهد برد، و در دوران حکومت آن مظهر قدرت خداوندى، جهان، آفرینش نوینى خواهد یافت. در این زمینه اخبار و احادیث بسیار زیادى در کتب شیعه و سنّى از پیامبر گرامى اسلام و ائمّه معصومین(علیهم السلام) روایت شده است که برخى از آنها را جهت توضیح فرازهاى بشارت مزبور، تحت چند عنوان مى آوریم. 1 ـ مهدى(علیه السلام) در آخر الزمان ظاهر مى شود در کتاب «غیبت» شیخ طوسى(رحمه الله) از ابو سیعد خدرى روایت کرده است که گفت: از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) شنیدم که بر فراز منبر مى فرمود: «مهدى از عترت و اهل بیت من است. او در آخر زمان ظهور مى کند. در آن هنگام آسمان بارانش را فرو مى فرستد، زمین گیاهان خود را مى رویاند. و او سراسر روى زمین را پر از عدل و داد مى نماید، آن چنان که دیگران ـ ستمگران ـ آن را پر از ظلم و جور کرده باشند». در کتاب «عقد الدرر»، باب سوم از قول ابو سعید خدرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «در آخر الزمان مردى جوان، با چهره اى زیبا و بینى کشیده، که از عترت من است قیام مى کند، زمین را پر از عدل و داد مى نماید، همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد . . .» در کتاب «دلائل الامامة» از قول ابو سعید خدرى آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: «مژده باد شما را به ظهور مهدى که او در آخر الزمان به هنگام سختى روزگار و فتنه و اختلاف و عدم امنیت مى آید، و خداوند به وسیله او زمین را پر از قسط و عدل مى نماید». و در روایات اهل بیت(علیهم السلام) در ضمن روایتى از امام محمّد باقر(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «دولت ما آخرین دولتهاست و هیچ خاندانى نیست که حکومتى براى آن مقدر شده باشد، جز این که پیش از ما به حکومت مى رسد تا وقتى که ما به حکومت رسیدیم کسى نگوید: اگر ما نیز به قدرت مى رسیدیم، همانند اینان رفتار مى کردیم، و این است معناى کلام خداوند که فرموده است: «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ»سرانجام از آن پرهیزکاران است[». و در روایت دیگرى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که فرمود: