[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

  گل نرگس بیا....
آخرین امید زمان

[وبلاگ راهنما]
[وبلاگ طرفداران]

 

دسته بندی مطالب





Powered by WebGozar

 

لینکستان

 

نظر سنجی

 

آرشیو وبلاگ

 

نویسندگان

 

تابلو نظرات

 

آمار وبلاگ

امروز:101
دیروز:154
این ماه:568
امسال:18901
کل بازیدها:54634

کل پستها:162
کل لینکها:201
کل نظر سنجیها:1
کل لوگوها:2
 

لوگوهای وبلاگ

وبلاگ علمی آموزشی

گل نرگس بیا...

 

طراح قالب


 
انتظار عامل بقاى جامعه تشیّع
[بخش هفتم; مسأله انتظار]

 

انتظار عامل بقاى جامعه تشیّع

آنچه از بررسیهاى دقیق و عمیق علمى در ابعاد گوناگون فلسفى، تاریخى، سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى «انتظار» در تاریخ، فلسفه ادیان، آیات کریمه قرآن و اخبار و احادیث اسلامى استفاده مى شود این است که: «انتظار» در طرحى کلّى و عمومى و در سطحى جهانى، عامل بقاى نسل بشر و رمز موجودیّت تمام ادیان و مذاهب الهى و امروز نیز یکى از بزرگترین عوامل بقاى جامعه اسلامى و «تشیّع راستین» در میان جامعه بشریّت است.

در طول تاریخ حیات پر افتخار «تشیّع» ـ اگر نگوییم یگانه عامل ـ، مهم ترین عاملى که شیعیان را در برابر تمام حکومت هاى جور و ستم و دستگاههاى ظلم و فساد حفظ نموده و آنها را در جریان زمان، با همه محرومیّت ها، رنج و شکنجه ها و حبس و تبعیدها، در برابر تمام صدمات و لطماتى که از ناحیه زمامداران ستمکار بر آنان وارد شده است، از زوال و انقراض نگه داشته است، همین مسأله انتظار و عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) بوده است.

تاریخ پر فراز و نشیب اسلام هیچ دسته و گروهى را نشان نمى دهد که به اندازه «شیعه» از دست دوست و دشمن آن همه آسیب دیده باشد; امّا همچنان با قامتى افراشته چون کوهى سر به فلک کشیده ثابت و استوار بماند، و روز به روز به رشد و ترقّى خود ادامه دهد.

«پس از رحلت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) و شهادت امیرالمؤمنین و سید الشهدا(علیهما السلام) تا امروز، ریشه تمام حرکات و نهضت هاى شیعه و مسلمین، علیه باطل و استثمارگران، همین فلسفه اجتماعى انتظار، عقیده به ادامه مبارزه حقّ و باطل، تا پیروزى مطلق بوده است».

آرى ! جامعه تشیّع، در طول تاریخ حیات سراسر رنج زا و درد آلود و در عین حال افتخار آفرین خود، که پیوسته با خون و شهادتها و دست و پا بریدنها، قتل و کشتارها، و زجر و شکنجه هاى طاقت فرسا و غیر قابل تحمّل همراه بوده است با همین امید و انتظار، همواره با حکومتهاى جابرانه و سیاست هاى فریبکارانه و خُدعه آمیز جنگیده و از خود، حرکت و جنبش بروز داده و مقاومت و استقامت نموده و زمینه را براى جاودانى ساختن خویش از هر حیث فراهم کرده است.

اگر انتظار و عقیده به ظهور نبود و مسلمانان و به ویژه «شیعیان»، منتظر آینده روشنى نبودند و عقیده به پیروزى نهایى حقّ و آینده قیام جهانى اسلام نداشتند، مسلّماً تا امروز شکست خورده بودند و تسلیم حکومت هاى زور و قدرت هاى استعمارى گشته بودند، و شاید کوچکترین اثرى هم از آنان در تاریخ باقى نمانده بود.

«از بهترین رازهاى نهفته بقاى «تشیّع» همین روح انتظارى است که کالبد هر شیعه را آکنده ساخته، و پیوسته او را به تلاش و کوشش و جنبش و جوشش وامى دارد و مانع از نومیدى وبى تابى و افسردگى و درماندگى او مى گردد. به تعبیر «دکتر على وردى» استاد جامعه شناسى دانشگاه بغداد: تشیّع، «برکان خامد، آتشفشان خاموش» کوهسار اسلام است که گاه و بى گاه، دود و بخار و لرزه و تکان اندکى پدید مى آورد، و همین تأثیر اندک، ریشه تمام انقلابات دنیاى اسلام مى باشد».

 

اعتراف دشمنان اسلام به سازندگى انتظار

این حقیقت که انتظار ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) بذر تمام انقلاب هاى شیعى در طول تاریخ حیات اسلام است چنان مسلّم و بدیهى است که حتّى مخالفان شرقى و غربى اسلام نیز بدان معترفند و با همه عناد و لجاجى که با اسلام و قرآن و مسلمانان و مکتب انسان ساز تشیّع دارند و از هیچ گونه تهمت و دروغ و افتراء خوددارى نمىورزند، بى پرده از سازندگى انتظار سخن مى گویند و آن را یکى از عقاید انقلاب آفرین کم نظیر «تشیّع» مى شمارند.

«اى .پ .پتروشفسکى» تاریخدان، و ایران شناس فرهنگستان علوم شوروى ـ که در توجیه تاریخ ما با معیارهاى حزبى، گرچه به زور مسخ و تحریف، سخت استاد است ـ در این زمینه مى نویسد:

«چشم به راه «مهدى» بودن، در عقاید مردمى که نهضت هاى قرن سیزدهم را در ایران به پا داشتند، مقام بلندى داشته است، ولى در قرن چهاردهم و پانزدهم میلادى، این عقیده راسخ تر و مشهودتر گشت... داستانى که «یاقوت حموى» نقل مى کند بسیار آموزنده است... در شهر «کاشان»، سران شهر، هر روز هنگام سپیده دم از دروازه خارج مى شدند و اسب زین کرده اى را «یَدَک» مى بردند، تا قائم مهدى، در صورت ظهور، بر آن سوار شود. در زمان فرمانروایى «سربداران» نیز... در سبزوار . . . به طورى که «میرخواند» در «روضة الصفا» مى گوید: هر بامداد و شب، به انتظار «صاحب الزمان» اسب کشیدندى».

به عقیده ما هرچند که جناب «پتروشفسکى»، تاریخدان و ایران شناس فرهنگستان علوم شوروى، تمام آموخته هاى خود را از افسانه هاى ساخته و پرداخته دست دشمنان تشیّع فرا گرفته، و در توجیه این افسانه ها سخت ماهر است; ولى در عین حال، جاى بسى تعجّب است که گویا به خاطر مبارک حضرت استاد نرسیده است که تمام عبارات و گفته هایشان حاکى از بیدارى، آگاهى، روشن دلى، آمادگى، و تلاش و کوشش ناشى از انتظار نهضت آفرین تشیّع است، و چنین اقرار و اعتراف روشنى با مخدّر بودن «دین» و عامل انحطاط و عقب ماندگى بودن آن سازگار نمى باشد. و گرنه حتماً در این تعابیر رسا و گویا که حاکى از سازندگى عقیده نجات بخش و تحرّک آفرین انتظار است، تجدید نظر مى نمودند.

«جیمز دار مستتر»، شرق شناس و زبان دان «معروف» فرانسوى نیز، که به شیوه غربیان، سخت مى کوشد تا در اصالت اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) خدشه وارد کند، در این باره مى گوید:

«در حلّه که نزدیک بغداد واقع است... همه روزه پس از نماز عصر، صد نفر سوار با شمشیر برهنه مى رفتند و از حاکم شهر اسبى با زین و برگ مى ستاندند و . . . فریاد مى زدند که: تو را به خدا، اى صاحب الزمان ! تو را به خدا بیرون بیا.

 . . . صفویّه هرچند «سیّد» بودند و از اولاد على(علیه السلام) به شمار مى آمدند، خود را فقط نایب امام و حکّام موقتى محسوب مى داشتند... و مهدى غایب(علیه السلام) را بر خود مقدّم مى دانستند. پادشاهان صفوى، در کاخ خود در اصفهان، دو اسب با زین افزار مجلّل، مجهّز داشتند تا براى سوارى مهدى حاضر باشد».

ما بدین جهت که سخنان این شرق شناس و زباندان یاوه سراى فرانسوى تا چه اندازه حقیقت دارد، کارى نداریم; ولى سخن ما در این است که این جناب مستشرق نیز، چون به خوبى دریافته است که چشم به راهى قیام قائم آل محمّد(علیهم السلام)مایه سرسختى، مقاومت و استقامت بى نظیر شیعیان در برابر استعمارگران و زورگویان چپاولگر است، از این رو به اروپائیان استعمار کننده و غارتگر هشدار مى دهد که:

«قومى را که با چنین احساسات پرورش یافته است، مى توان کشتار کرد; امّا مطیع نمى توان ساخت».

آرى خواننده عزیز! از دیدگاه مکتب تشیّع، انتظار، لفظ نیست، گفتار نیست، توقّع تنها نیست، امید و آرزوى خالى نیست; بلکه پندار و کردار است، عمل و حرکت است، نهضت و مبارزه است، تلاش و کوشش است، صبر و مقاومت است، جهاد و فداکارى است. و از این رو، ریشه تمام حرکتها و نهضت هاى اسلامى و جنبش ها و قیام هاى شیعى پس از رحلت رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) تا کنون، همین روح حرکت بخشى انتظار است.

بنابراین، باتوجّه به کلّیه مطالبى که تا اینجا گفته شد روشن مى گردد که:

«انتظار نه تنها آرامش موقّت نیست، بلکه اعتراضى دایمى علیه بى عدالتى هاست. و نه تنها تسلّى دادن نیست; بلکه برافروختن و تحریک کردن براى احقاق حق و ابطال باطل است. انتظار، پذیرش نوعى انقلاب، تحوّل و تکامل، هدفدارى و معنى دارى است. موجبى براى دفاع جاودانه از هدف و مسلک است. سرمایه اى روحى براى تکامل و تعالى و حفظ جنبه هاى انسانى و ایدئولوژیکى است. انتظار، عامل تحرک است. اسلحه اى قوى و برّان علیه روح مردگى است. نجات از اعتزال و کناره گیرى است. موجد تحوّل است. بر این اساس، انتظارى خلاف چنین جهت، از آنِ بى عرضه ها وبى شخصیتهاست».

اینک بنگرید که منتظر راستین ظهور در فضاى حیات بخش انتظار، به چه میزان از رشد و کمال و فداکارى و از خود گذشتگى مى رسد و در زادگاه امام معصوم خود، در شهر سامرا، به یاد قائم منتظر، که امر او روشن تر از خورشید فروزان است، چگونه حماسى و شورانگیز، لب به سخن مى گشاید و با وى راز دل مى گوید و پیمان فداکارى و از خودگذشتگى مى بندد و خویشتن را براى جهاد و مبارزه در پیشگاه حضرتش، آماده مى نماید.

«واشهدک یا مولاى . . . وهو عهدی إلیک . . . فلو تطاولت الدّهور وتمادت الأعمار لم أزدد فیک إلاّ یقیناً ولک إلاّ حبّاً وعلیک إلاّ متّکلاً ومعتمداً ولظهورک إلاّ متوقّعاً ومنتظراً ولجهادی بین یدیک مترقّباً، فأبذلُ نفسی ومالی و ولدی وأهلی وجمیع ما خوّلنی ربّی بین یدیک والتصرّف بین أمرک».

«مولای من ! شاهد باش... این پیمان من با تو است... که اگر روزگار غیبت تو به درازا کشد، از ایمان به تو برنگردم; بلکه بر یقینم بیفزاید ودوستیم به تو زیادتر شود وبیشتر به تو پشت گرم وقوى دل گردم وبا اشتیاق فراوان تر انتظار ظهور تو را داشته باشم و براى جهاد در پیشگاه تو آماده تر شوم. پس اینک، جانم، مالم، فرزندانم، همسرم وهرآنچه خداى به من ارزانى داشته است به راه تو فدا مى کنم و فرمان تو را بى چون و چرا گردن مى نهم».

به راستى که این عشق و علاقه، عاطفه و محبّت و مهر و مودّت را نسبت به کدام یک از پیشوایان عادى دیده اید؟ که انسانى از راه صدق و صفا این گونه آشفته و جگر سوخته سخن بگوید و تنها در فضاى حیات بخش انتظار، این گونه با محبوب خود راز و نیاز کند، و از درد فراق و دورى هجران زار زار بنالد و از پیمان و ایثار و انتظار و جهاد مشتاقانه سخن براند. با یک دنیا شوق و امید اعلام آمادگى کند و دردمندانه سر بر آستان محبوب خویش بساید و جان و تن را براى شرکت در نهضتى عظیم سرمایه بگذارد.

شما را به خدا ! آیا سخنى از این انگیزنده تر، فریادگرایانه تر و ناله اى پر سوز و گدازتر دیده اید؟

اکنون اى خواننده فرزانه ! به مطالبى که ما در ابتداى همین بحث، تحت عنوان «انتظار فرج از دیدگاه نظامهاى سلطه گر» آوردیم، نظرى دو باره بیفکن، تا دریابى که مدّعیان دروغین «اندیشه علمى»، چگونه به دین خدا تهمت مى زنند، و افترا مى بندند، و مى گویند: انتظار فرج امام زمان(علیه السلام) «عامل انحطاط و عقب ماندگى است»، در حالى که همه آن تهمتها و افتراها برازنده دامان خود آن آلوده دامنان رسواى تاریخ است.

از مجموع مطالبى که تا اینجا در باره «انتظار» گفتیم، نتایج ارزشمندى به دست مى آید که اینک به آنها اشاره مى کنیم:

1 ـ انتظار فرج، وعده حتمى الهى است.

2 ـ انتظار فرج، نوعى عبادت است.

3 ـ انتظار فرج، ایمان به غیب است.

4 ـ انتظار فرج، اقرار و اعتراف به یگانگى خدا، و رسالت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) و پیشوایى امامان معصوم(علیه السلام)است.

5 ـ انتظار فرج، تلاش و کوشش و سازندگى است.

6 ـ انتظار فرج، عامل مقاومت، استقامت و پایدارى است.

7 ـ انتظار فرج، نوعى فریاد و خروشى از درون، و نوعى اعراض و اعتراض و روى گردانى و بى اعتنایى به نظامهاى موجود، و عدم پذیرش سلطه ها، و اعراض از ابراز قدرت زمامداران خودسر، خودبین و خودپرست است.

8 ـ انتظار فرج، با دو بُعد جاذبه و دافعه (یعنى امید و یأس) یکى از عامل هاى اساسى تحرک در تاریخ بشر است که، ابرهاى تیره و تار یأس و بدبینى را از آسمان روح و فکر و اندیشه آدمى دور مى سازد و منتظران واقعى را به پیش مى راند و با شتابى شگفت انگیز آنان را به سوى ترقّى و کمال سوق مى دهد و از خود باختگى و تسلیم در برابر باطل بازشان مى دارد و بدینوسیله، آنان را براى یک آینده روشن بسیج مى نماید و نیروها را براى فداکارى و از خود گذشتگى و ایثار، در راه به پاداشتن حق، آماده تر، افکار را بیدارتر، آمادگیها را افزون تر، عشقها را آتشین تر، انقلابها را سریع تر و راه را براى رسیدن به یک جامعه اصیل کاملاً اسلامى به معنى واقعى کلمه، هموارتر مى سازد.

بنابراین، «انتظار فرج» نه تنها عامل رکود و سستى و مایه انحطاط و عقب ماندگى نیست; بلکه یکى از بزرگترین و مهمترین عوامل پیشرفت به شمار مى رود و از آن جایى که دائماً احساسات را بر مى انگیزاند، و منتظران را به آینده امیدوار مى سازد و به آنان دل گرمى مى دهد، تا در برابر زورگویان و مستکبران و ستم پیشگان، تسلیم نشوند، براى احیاى حقوق از دست رفته خود به پاخیزند و پیوسته تلاش کنند و با سیاستهاى فریبکارانه و خدعه آمیز حکومتهاى زور و جور بجنگند، رزمى تدافعى، نبردى دایمى و پیکارى مستمر و جاودانه است که به عنوان مقدّمه «جنگ بزرگ» براى رهایى مظلومان از چنگال ظالمان تا قیام قائم آل محمّد(علیهم السلام) ادامه دارد و رزم آوران این نبرد جاودانه، منتظران با ایمانى هستند که پیوسته هشیار و بیدار و آگاهانه، در درون کمینگاه صبر و انتظار، زیر پوشش کتمان و سکوت، به پیکار مقدّس خود ادامه مى دهند و شبانه روز در انتظار فرج آخرین حجّت خدا، و ظهور آن امام غایبى که با قیام مقدّسش سراسر روى زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود، چشم به راهند.

و دلیل این انتظار و چشم براهى هم همان نویدهاى صریح قرآن کریم و روایات معتبر و متواترى است که مسأله ظهور مهدى موعود(علیه السلام) و امید به آینده را به عنوان یک وعده الهى تخلّف ناپذیر مطرح نموده، و مسلمانان را به آینده اى روشن و درخشان امیدوار ساخته، و به آنان وعده فتح و پیروزى نهایى داده، و با صراحت و قاطعیّت اعلام کرده اند که در آینده، «صالحان و پاکان» وارثان زمین خواهند گردید، و بر همه جهان حکومت خواهند کرد، و براى همیشه بساط ظلم و ستم برچیده خواهد شد و جهان بشریّت از لوث وجود افراد نا صالح پاک خواهد گردید.



امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(1) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


7 ـ انتظار مؤثّرترین عامل تحرّک
[بخش هفتم; مسأله انتظار]
 

7 ـ انتظار مؤثّرترین عامل تحرّک

اگر ما به مفهوم واقعى انتظار بنگریم دور از انصاف است که «انتظار» را عامل رکود و سستى بدانیم، زیرا چنان که گفتیم، «انتظار» به معناى امید و آرزو است. و تردیدى نیست که «امید و آرزو» در زندگى انسان یکى از مؤثّرترین عوامل تحرّک بشر است که ایجاد جاذبه مى کند و انسان را به راه مى اندازد و او را به سوى خود مى کشاند. جوهره این امیدوارى، همان «خوشبینى» نسبت به آینده بشر، و پشتوانه آن، نوید حتمى و مژده قطعى خداوند به پیروزى مستضعفان و فرمان روایى صالحان و نیک فرجامى پرهیزکاران است.

حال، براى این که این موضوع کاملاً روشن شود، مسأله انتظار را تحت چند عنوان دنبال مى کنیم:

1 ـ ارزش و اهمیّت انتظار در روایات اسلامى.

2 ـ آثار سازنده انتظار و نقش آن در ساختن اجتماع.

3 ـ انتظار عامل مقاومت و پایدارى.

4 ـ انتظار عامل بقاى جامعه تشیّع.

 

ارزش و اهمیّت انتظار در روایات اسلامى

طبق روایات فراوانى که از پیشوایان معصوم(علیهم السلام) در باره «انتظار فرج امام زمان(علیه السلام)» رسیده است، «انتظار فرج» به آرمانهاى بلند و عالى انسانى مرتبط مى شود و آدمى را در طول تاریخ زندگى، به عمل صالح، انجام کارهاى نیک، رعایت حقوق انسان ها و طرد قدرت هاى ناصالح وامى دارد و او را بر صحیح ترین اعتقادات دینى و مذهبى ثابت و پابرجا نگه مى دارد.

علاوه بر این مؤمنان و منتظران را براى جهاد و مبارزه، فداکارى و از خود گذشتگى، مقاومت و ایستادگى در برابر ظلم و بیدادگرى و تلاش و کوشش براى برقرارى نظام عدل، حقّ و حقیقت و ایجاد نظم و آرامش و آسایش عمومى آماده و مهیّا مى سازد. و از این رو، این اصل تلاش انگیز در اسلام عبادت شمرده شده و در سخنان پیشوایان معصوم(علیهم السلام) از بزرگترین عبادات به شمار آمده است.

در این زمینه، روایات شوق انگیز فراوانى از ائمّه معصومین(علیهم السلام)رسیده است که براى نمونه به برخى از آنها اشاره مى کنیم.

پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرماید:

«...انتظار الفرج عبادةٌ. وفی روایة اخرى أفضل أعمال اُمّتی انتظار فرج اللّه عزّوجلّ».

«انتظار فرج عبادت است. برترین و با ارزش ترین عمل اُمّت من، انتظار فرج از خداى تبارک و تعالى است».

امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى فرماید:

«أفضل العبادة الصّمتُ وانتظار الفرج».

«برترین عبادت، سکوت و انتظار فرج است».

و در باب مواعظ آن حضرت آمده است که کسى از آن حضرت پرسید:

«أىُّ الأعمال أحبُّ إلى اللّهِ عزّوجلّ؟

قال: انتظار الفرج».

«کدام یک از اعمال نزد خدا محبوب تر است؟

فرمود: انتظار فرج».

امام زین العابدین(علیه السلام) مى فرماید:

«إنتظار الفرج من أعظم العمل»

«انتظار فرج از برترین اعمال است».

و در حدیث دیگرى مى فرماید:

«ما ضرّ من مات مُنتظراً لأمرنا ألاّ یموت فی وسط فسطاط المهدی و عسکره».

«بر کسى که در حال انتظار امر ما بسر مى برد باکى نیست که ـ آن عصر را درک نکند ـ و در میان خیمه حضرت مهدى(علیه السلام) و در لشکر آن حضرت نباشد».

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

«إعلموا أنّ المُنتظِر لهذا الأمر لهُ مثلُ أجر الصائم القائم».

«بدانید کسى که منتظر ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) باشد پاداش کسى را دارد که شبها را براى انجام عبادت بیدار و روزها روزه دار باشد».

و در ضمن حدیث مفصّلى آمده است که آن حضرت فرمود:

«...أنّ من انتظر أمرنا وصبر على مایرى من الأذى والخوف هو غداً فی زمرتنا».

«هرکس که منتظر امر ما باشد و بر ترس و آزارى که از دشمنان ما مى بیند صبر کند فرداى قیامت با ما خواهد بود».

و در حدیث دیگرى آمده است که در همین زمینه فرمود:

«من مات منکم و هو منتظر لهذا الأمر کمن هو مع القائم فی فسطاطه.

قال: ثمّ مکث هنیئة ثمّ قال: لا، بل کمن قارع معه بسیفه. ثمّ قال: لا واللّه إلاّ کمن استشهد مع رسول(صلى الله علیه وآله وسلم)».

«هرکس از شما بمیرد در حالى که منتظر امر ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)باشد همانند کسى است که با حضرت قائم(علیه السلام) در خیمه او باشد.

آن حضرت لحظه اى سکوت کرد و سپس فرمود: نه، بلکه مانند کسى است که همراه او با دشمن بجنگد.

سپس فرمود: نه به خدا سوگند! بلکه مانند کسى است که در رکاب رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)به فیض شهادت برسد».

از آنجا که حالت انتظار امامى که گستراننده عدل است، آدمى را خواهان قسط و عدالت و دشمن ستم و ستمگر مى سازد، داراى نقش تربیتى سازنده اى است که منتظران را در جریان زمان، در برابر تمام صدمات و لطماتى که بر آنها وارد مى شود، پرورش مى دهد و آنان را محکم و مقاوم، با اراده و نفوذ ناپذیر، مستقل و شجاع، بلند نظر و عالى همّت بار مى آورد، و با آن همه راههاى انحرافى و دام هاى شیطانى که گمراهان و ستمگران و دشمنان دین و انسانیّت در پیش رویشان گسترده اند، آنها را بر صحیح ترین اعتقادات دینى ثابت و استوار نگه مى دارد.

بنابراین، انتظار به خودى خود، آدمى را متعهّد و مسئول مى سازد که براى تحقّق هدف هاى اسلامى و آرمان هاى انسانى و عملى شدن برنامه هاى دینى، بدون هیچ گونه ضعف و سستى و یأس و نا امیدى، تلاش و کوشش نماید و به سوى مقاصد متعالى اسلام گام بردارد و پیوسته مقاوم و استوار به وظایف دینى و اسلامى خود عمل نماید. و از همین جهت است که «انتظار» در این روایات، عبادت شمرده شده و از برترین و با ارزش ترین عبادات به شمار آمده و بدین پایه از ارزش و اهمیّت رسیده است.



امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(0) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


6 ـ مفهوم صحیح انتظار
[بخش هفتم; مسأله انتظار]
6 ـ مفهوم صحیح انتظار انتظار به مفهوم مذهبى اش، امید به آینده است، آینده اى که در آن مردم جهان، از زور و فشار و استبداد و تسلّط نظامهاى غلط، نجات پیدا کنند و رژیمهاى ضدّ انسانى از میان بروند و زندگى پر نشیب و فراز انسانها که از آغاز با نبرد و کشتارهاى فجیع همراه بوده است، پر از صلح و صفا و آرامش و امنیّت گردد و حقّ پرستان پیروز، و باطل گرایان نابود شوند. اینک بحث ما در باره مفهوم چنین انتظارى است که در اینجا به طور اختصار به توضیح آن مى پردازیم: آنچه از مجموع آیات و روایات اسلامى و مفهوم خود کلمه «انتظار» استفاده مى شود این است که انتظار، در تمام ابعاد زندگى فردى و اجتماعى، عامل رشد و اصلاح، عامل مقاومت و پیشرفت، عامل بیدارى و بقاى جامعه، و بالاخره عامل حرکت و جنبش و قیام و از عقاید تاریخ ساز و انقلاب آفرین اسلامى و بذر اصلى قیام جهانى حضرت مهدى(علیه السلام) است. ولى چنان که گفتیم، متأسّفانه دشمنان اسلام و گروهى از انسان هاى فریب خورده و بى اطلاع یا اشخاص کج اندیش و سست عنصر، این انتظار و چشم به راهى را عامل رکود و عقب ماندگى دانسته و چنین مى پندارند که آدمى باید از هر تلاش و کوشش اصلاحى دست بشوید و در برابر زور و فشار و ظلم و فساد راه خاموشى و سکوت در پیش گیرد و بسان مردگان زنده نما، در تابوت انتظار دراز کشیده و دست روى دست گذارد و به خواب دایمى فرو رود و اگر مى خواهد که موعود جهانى و مصلح غیبى زودتر از راه فرا رسد و به ظلم و جنایتها پایان دهد، مى بایست به گسترش جور و فساد کمک کند تا گیتى پر از ستم وتباهى گردد و ظهور مهدى موعود(علیه السلام) نزدیک شود، در صورتى که چنین برداشتى از مفهوم «انتظار» بدترین و نادرست ترین و گمراه کننده ترین مفهومى است که مى توان به «انتظار» نسبت داد. زیرا: این مفهوم انتظار نیست، بلکه تحریف حقیقت و واقعیت است. چرا که: «لازمه چشم به راهى، مهیّا شدن و مهیّا ساختن براى ظهور است. تنبل ترین و بى حال ترین آدمها، وقتى منتظر میهمان عزیزى باشد، از پیش، وسایل راحتى و پذیرایى او را از همه جهت آماده و فراهم مى سازد، به سر و وضع خود، خانه و اهل خانه، رسیدگى مى کند. حتّى مسیر او را آب (مى پاشد) و جارو مى کشد. و بالاتر از این، اگر بداند که به محض ورود میهمان دچار هجوم بدخواهان خواهد شد، به ترمیم و تحکیم خانه و کاشانه، و تجهیز و تسلیح خود و خانواده مى پردازد».
امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(1) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


4 ـ انتظار فرج در اسلام
[بخش هفتم; مسأله انتظار]
4 ـ انتظار فرج در اسلام انتظار فرج در اسلام و به ویژه در مذهب حقّه تشیّع، عبارت از ایمان استوار به امامت و ولایت حضرت ولىّ عصر(علیه السلام) و امید به ظهور مبارک آن واپسین حجّت خداوند، و آرزوى فرا رسیدن روزگار رهایى مستضعفان از چنگال مستکبران، و تمام شدن دوران داعیه «لمن الملکى» طاغوتیان، و فتح و پیروزى نهایى مؤمنان، و آغاز حکومت صالحان، تا پایان جهان است که همه اعتقادهاى اساسى اسلام را ـ از یکتایى خدا و رسالت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)و امامت امامان معصوم(علیهم السلام) و تحقّق وعده تخلّف ناپذیر خداوند ـ در بر دارد. انتظار فرج در اسلام، در واقع نوعى آمادگى است. آمادگى براى پاک شدن، پاک زیستن، و دور ماندن از زشتیها و وصول به تزکیه نفس. آمادگى براى حرکتى مستمرّ و دائم، با تلاش و کوشش پى گیر و خستگى ناپذیر توأم با خودسازى و دگرسازى و زمینه سازى. و سرانجام آمادگى براى تهیّه قوا براى شرکت در نهضت عظیم آسمانى حضرت مهدى(علیه السلام)که آغاز آن، ظهور مبارک حضرت ولى عصر(علیه السلام) و فرجام آن، شکست تاریکیها، ظلمها، فسادها، جهلها، جنایتها، قدرت طاغوتها، و نتیجه آن، برپایى حکومت عدل «اللّه» و تحقّق قول و پیمان خداوند به عزّت بخشى مؤمنان است. پس از روشن شدن اهمیّت انتظار درزندگى بشر، به بررسى انتظار فرج در اسلام مى پردازیم تا مفهوم صحیح آن را دریابیم. اینک براى روشن شدن مطلب به سراغ متون اصیل اسلامى و روایات پیشوایان معصوم(علیهم السلام) مى رویم، و لحن گوناگون آیات و روایاتى که از ائمّه معصومین(علیهم السلام)در باره مسأله انتظار و ارزش و اهمیّت این عقیده اصیل رسیده است، مورد بررسى قرار مى دهیم. الف) انتظار فرج در قرآن مسأله مهمّى که همیشه در طول تاریخ پر افتخار اسلام مایه امید مسلمانان و به ویژه «شیعیان» منتظر بوده است، وعده هاى تخلّف ناپذیر الهى در مورد آینده اسلام و پیروزى نهایى مؤمنان و مستضعفان و محرومان مى باشد. آیین مبین اسلام از همان آغاز پیدایش خود و حتّى از همان نخستین سال هاى ظهور پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) پیوسته مسلمانان را به آینده اى درخشان امیدوار ساخته است. مسلمانان و به خصوص شیعیان نیز از همان روزگار بعثت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) تا به امروز بر اثر همان وعده هایى که پیامبر بزرگوار اسلام به وسیله آیات روحبخش و دلنواز قرآن کریم بدانها داده است، با اعتقادى عمیق و راسخ تمامى آن وعده ها را جدّى گرفته، و على رغم همه مشکلات و مصایبى که در دوران هاى مختلف تاریخ اسلام دیده اند، هرگز امید خویش را از دست نداده و همواره این اعتقاد اصیل اسلامى را نصب العین خود قرار داده اند. مسلمانان بر اساس وعده هاى صریحى که قرآن کریم بدانها داده است، عقیده دارند که طبق قانون خلقت و سنّت آفرینش، تاریخ بر مبناى سنّتهاى الهى و وعده هاى خدایى به پیش مى رود، و اگر چند روزى دنیا به نفع ستمگران و تجاوزگران و بى اعتقادان تمام شود، ولى سرانجام، حکومت مطلق جهان به دست صالحان و حقّ پرستان خواهد افتاد و ستمکاران و طاغوتیان و زورمداران نابود خواهند شد و بالاخره عدالت و امنیّت واقعى بر اساس قانون خدا در سرتاسر جهان برقرار خواهد گردید. مسلمانان و تمام شیعیان بر اساس این عقیده سازنده، ایمان راسخ دارند که «حق» امرى اصیل، و باطلى امر عارضى است، و هر عارضه اى دیر یا زود، سهل یا دشوار، از بین مى رود و خواه ناخواه، در آینده اى دور یا نزدیک، حقّ در همه جا حاکم و پیروز مى شود، و باطل و باطل گرایان محو و نابود مى گردند; زیرا تحقّق حقّ و عدل، سنّت خدا، و خواست خدا و وعدّه قطعى خداوند است و خداوند در وعده اى که به بندگان صالح خود داده است، تخلّف نخواهد نمود. به هر حال، از نظر اسلام، قرآن و مسلمانان، مسأله «انتظار» و امید به آینده، و حاکمیّت مطلق حقّ در تمام جهان در آخر زمان، یکى از مسایل حیاتى اسلام است، و قرآن کریم با قاطعیّت هرچه تمامتر این مسأله را به عنوان یک وعده تخلّف ناپذیر الهى مطرح نموده، و در کمال صراحت، پیروزى نهایى ایمان اسلامى و آینده درخشان آیین پاک محمّدى(صلى الله علیه وآله وسلم) را به مسلمانان نوید داده، و جاى هیچ گونه شکّ و تردید و ابهام براى احدى باقى نگذارده است. در این زمینه، آیات بسیارى در قرآن کریم وارد شده که براى نمونه برخى از آنها را در اینجا مى آوریم
ادامه ي مطلب ...
امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(3) [بالای صفحه] [فید این نوشته]



 
This Weblog's theme [Love is blue] Designed by Mahdi Yousefi for ParsiBox