5 ـ مدّعیان مهدویّت و سوء استفاده از عنوان مهدى موعود
یکى از دلایل مخالفان مسأله مهدویّت و ایرادهاى بنى اسرائیلى آنان در عدم پذیرش احادیث مربوط به حضرت مهدى(علیه السلام) این است که مى گویند: این اخبار و احادیث، مورد سوء استفاده «مدّعیان مهدویّت» قرار گرفته و در طول تاریخ اسلام، مدّعیان فراوانى را که به دروغ ادّعاى مهدویّت نموده، و خود را به عنوان «مهدى موعود» معرفى کرده اند، برانگیخته است.
پاسخ ما به این کوته نظران ساده لوح کج اندیش یا در حقیقت غرض ورزان بى منطق، این است که یکى از دلایل روشن اصالت مسأله مهدویّت خود همین موضوع مدّعیان مهدویّت است; زیرا اگر چیزى اصالت نداشته باشد تقلّبى آن یافت نمى شود.
دلیل ما بر اثبات این مدّعا آن است که در طول تاریخ بشر، فرعون ها ادّعاى خدایى کرده اند; چون وجود «خدا» اصالت دارد و اصالتش براى همگان ثابت و روشن است. و از این رو، عدّه اى خواسته اند خود را به جاى آن حقیقت و واقعیت جا بزنند.
«مسیلمه ها» ادّعاى نبوّت کرده اند، چون نبوّت اصالت دارد و عدّه اى خواسته اند که خود را به جاى انبیا قالب کنند.
مهدویّت نیز، اصالت دارد و لذا عدّه اى چون ابومحمّد عبیداللّه (مهدى فاطمى، سر سلسله سلاطین فاطمى مصر) و محمّد احمد سودانى و على محمّد باب شیرازى و دیگران خواسته اند خود را به جاى مهدى واقعى جا بزنند. پس وجود متمهدى ها (یعنى مدّعیان دروغین مهدویّت) خود یکى از دلایل اصالت و واقعیّت مهدویّت است.
اگر بخواهیم اندکى عمیق تر در باره این مسأله گفتگو کنیم، باید بگوییم: سیرى کوتاه در مسأله مهدویّت، ما را به این حقیقت آشنا مى سازد که هر موقع در میان ملّتها، زور، فشار و تبعیض و احساس ظلم و ستم و بى عدالتى رو به فزونى رفته است و مردم وجود چنین وضعى را از نشانه هاى ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)دانسته و طبق فطرت ذاتى خود متوجّه درگاه حضرت احدیّت گردیده و با الحاح و نیایش براى رفع جنایتها و خیانت ها و رهایى از ظلم و ستم، از ذات مقدّس بارى تعالى یارى طلبیده اند تا به چنین وضع نکبت بارى خاتمه دهد، فرصت طلبان ریاکار که زمینه مساعدى براى تحقّق اهداف نامشروع خود آماده و مهیّا دیده اند، بى درنگ از عقاید پاک مردم سوء استفاده نموده، خود را «مهدى موعود» معرفى کرده اند و برخى از ساده اندیشان هم که در باره مهدى موعود(علیه السلام)، دچار اشتباه گردیده به آنها گرویده و به دعوت آنان پاسخ مثبت داده اند.
بارى، هر چند در طول تاریخ از این حقیقت، یعنى: مهدویّت سوء استفاده شده است; ولى کدام حقیقت است که در جهان مورد سوء استفاده قرار نگرفته است؟ آیا مدّعیان دروغین الوهیّت و یا نبوّت و یا سایر مقامات معنوى در دنیا کم بوده اند؟! آیا ادیان ساختگى و قلاّبى در جهان کم است؟! آیا باید همه حقایق را به خاطر سوء استفاده یک مشت گمراه و منحرف و ریاست طلب کنار بگذاریم و یکسره منکر خداپرستى و نبوّت انبیا بشویم؟! آیا در طول تاریخ از وجود نیروهاى مادّى کم سوء استفاده شده است؟ آیا ما باید همه آن نیروها را از بین ببریم و نابودشان سازیم؟!
در قرن دوازدهم میلادى ـ آن گونه که صاحب «قاموس کتاب مقدّس» مى نویسد ـ : حدود ده نفر «مسیح هاى دروغگو» ظاهر شدند و جمعى را به خود گروانیدند و این مطلب، اسباب فتنه و جنگ شد و گروه زیادى در آن معرکه، طعمه شمشیر شدند. بنابراین، آیا ما باید وجود حضرت مسیح(علیه السلام) را به طور کلّى انکار کنیم؟ چراکه از نام و عنوان حضرت مسیح(علیه السلام) سوء استفاده شده است!!
کوتاه سخن آن که، سوء استفاده از یک حقیقت، دلیل بر بطلان آن حقیقت نمى شود; بلکه خود این موضوع دلیل بر اصالت و واقعیّت آن حقیقت است. و دیگر اینکه براى پیش گیرى از این سوء استفاده ها، مسلمانان باید مهدى موعود را با مراجعه به منابع خویش بشناسند و نشانه ها و ویژگى هاى او را بدانند تا دچار چنین اشتباهاتى نگردند، نه اینکه به جهت جلوگیرى از این سوء استفاده، اصل این اعتقاد، انکار شود.
امتیاز شما به این مطلب