[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

  گل نرگس بیا....
آخرین امید زمان

[وبلاگ راهنما]
[وبلاگ طرفداران]

 

دسته بندی مطالب





Powered by WebGozar

 

لینکستان

 

نظر سنجی

 

آرشیو وبلاگ

 

نویسندگان

 

تابلو نظرات

 

آمار وبلاگ

امروز:108
دیروز:154
این ماه:575
امسال:18908
کل بازیدها:54641

کل پستها:162
کل لینکها:201
کل نظر سنجیها:1
کل لوگوها:2
 

لوگوهای وبلاگ

وبلاگ علمی آموزشی

گل نرگس بیا...

 

طراح قالب


 
2 ـ افسانه سرداب
[بخش پنجم; مهدى موعود(ع) در گفتار دانشمندان بزرگ اهل سنّت]
 

2 ـ افسانه سرداب

غالب علماى متعصّب اهل سنّت و حتّى برخى از افراد منصف آنها ضمن بیان اوصاف مهدى صاحب الزمان(علیه السلام)، او را «صاحب سرداب» نامیده و گفته اند: شیعه مى گوید که امام آنها در سرداب غایب شده، و در آنجا بسر مى برد، و از سرداب بیرون مى آید، یا از آنجا ظاهر مى شود، و یا موقع رفتن به سرداب مادرش به او نگاه مى کرد; ولى او دیگر برنگشت. اکنون به بحث و بررسى این موضوع مى پردازیم.

«. . . این که حضرت بقیة اللّه(علیه السلام) کجا، کى و چگونه غایب شد؟! مطلبى است که جهان تشیّع در معرض تهمت هاى فراوان از طرف دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) قرار گرفته است.

آخرین دیدار عمومى حضرت بقیة اللّه(علیه السلام) با شیعیان، روزهشتم ربیع الاوّل 260 هجرى بود که در مراسم تشییع جنازه پدرش براى آنان ظاهر شده، بر جنازه پدر بزرگوارش نماز خوانده، ناپدید شد; دیگر ملاقات رسمى و عمومى نداشت. این دیدار در «سامرّا» درخانه پدرش امام حسن عسکرى(علیه السلام) انجام یافت.

خانه امام حسن عسکرى(علیه السلام) همانند دیگر خانه هاى اشراف عراق، شامل غرفه اى براى مردان و غرفه اى براى زنان و سرداب زیر زمین بود که سرداب نیز شامل غرفه هایى براى مردان و زنان مى شد و در تابستان از شدّت گرما به این سرداب پناه مى بردند.

این سرداب محل زندگى و عبادت امام هادى(علیه السلام)، امام حسن عسکرى(علیه السلام) و حضرت بقیة اللّه(علیه السلام) بود و تمام دیدارها با حضرت ولى عصر(علیه السلام) در عهد پدر در همین منزل و در همین سرداب انجام یافته بود. از این رهگذر، شیعیانى که بعد از رحلت امام حسن عسکرى(علیه السلام) براى زیارت قبر عسکریین(علیهما السلام) وارد سامرا مى شدند، بعد از زیارت قبر آن بزرگواران، در محلّ عبادت سه امام بزرگوار نیز تبرّکاً نماز مى خواندند و آنجا را زیارت مى کردند.

مقدّس شمردن آن سرداب از طرف شیعیان موجب شد که دشمنان اهل بیت، شیعیان را متّهم کنند بر این که آنها مى گویند: امام زمان(علیه السلام) در سرداب مخفى شده است

ولى شیعیان از چنین اعتقادى پاک و منزّه هستند آنها سرداب را به این دلیل مقدّس مى شمارند که محلّ زندگى و پرستش و نیایش سه امام معصوم(علیهم السلام) بوده است، محلّ زندگى حضرت حکیمه ـ عمّه امام حسن عسکرى(علیه السلام) ـ و جناب نرجس خاتون ـ مادر والا گُهر امام زمان(علیه السلام) ـ بوده است; و به خصوص محلّ رؤیت حضرت ولىّ عصر(علیه السلام) در عهد پدر بزرگوارش مى باشد و بس.

ما هرگز چنین اعتقادى نداریم. ما فقط از دشمنان شیعه مى شنویم که به ما نسبت مى دهند که ما معتقدیم حضرت ولىّ عصر در چاهى در سرداب مقدّس مخفى است و تا روز ظهور در همانجا خواهد بود!

براى اثبات چنین مطلبى، مدرکى از کتاب هاى شیعه، از احادیث شیعه، از اقوال علماى شیعه لازم است که چنین مدرکى وجود ندارد و به صرف اتّهام از طرف دشمنان چنین مطلبى ثابت نمى شود».

محدّث عالى مقام مرحوم حاج میرزا حسین نورى(رحمه الله) در خاتمه کتاب «کشف الاستار» درباره سرداب سامرّا مى نویسد.

«ما هرچه مراجعه کردیم و تفحّص نمودیم از آنچه درباره سرداب گفته اند، در کتابهاى علماى شیعه هیچگونه اثرى ندیدیم; بلکه اصلاً ذکرى از سرداب به عنوان «سرداب غیبت» به میان نیامده است».

مرحوم آیت اللّه صدر(رحمه الله) نیز در کتاب «المهدى(علیه السلام)» در این باره مى نویسد:

«مسأله غیبت ابوالقاسم محمّد بن الحسن(علیه السلام) نزد ما شیعیان امامیّه صحیح است; امّا آنچه را که در این باره بعضى از عوام شیعه مى گویند و بسیارى از خواص اهل سنّت نیز به ما نسبت مى دهند، من نه براى آن مدرکى مى شناسم و نه سندى یافته ام».

اکنون ببینید دانشمند بزرگ اهل سنّت، ابن خلدون در کتاب مشهور خود به نام «مقدّمه» چگونه دُر افشانى مى کند; زیرا آنجا که از «اثناعشریّه» سخن مى گوید مى نویسد:

«شیعیان عقیده دارند که دوازدهمین امام از امامان ایشان، یعنى محمّد بن الحسن العسکرى که او را مهدى مى خوانند وارد سرداب خانه خود در «حلّه»  شد و هنگامى که مادرش بازداشت شد، همانجا غایب گردید و تا کنون منتظر او هستند. هر شب بعد از نماز مغرب اسبى را مى آورند جلو در سرداب مزبور مى ایستند و او را به نامش صدا مى زنند و از وى مى خواهند که خروج کند تا این که ستارگان بدرآیند، آنگاه پراکنده مى شوند و موکول به شب آینده مى کنند و تا کنون آنها چنین اند».

دانشمند بزرگوار فقید، علاّمه حاج شیخ عبدالحسین امینى(رحمه الله) در کتاب گرانقدر «الغدیر» آنجا که تهمت هاى «قصیمى» مؤلّف کتاب «الصراع بین الإسلام و الوثنیّه» را پاسخ مى دهد، مى نویسد:

«داستان عجیب سرداب، زشت ترین چیزى است که دشمنان و مخالفان به ما نسبت داده اند. هرچند که قصیمى در این نسبت ناروا تنها نیست، ولى او اضافه بر گذشتگان نوشته است که «افزون از هزار سال است که شیعیان هر شب در مقابل سرداب مى ایستند و منتظر ظهور هستند» در صورتى که شیعه نمى گوید غیبت امام زمان(علیه السلام)در سرداب انجام گرفته، یا از آنجا ظهور مى کند، بلکه شیعه مطابق احادیث رسیده معتقدند که امام غایب آنها در مکّه معظّمه مقابل خانه کعبه ظهور مى کند، و هیچ کس نگفته است وى در سرداب بسر مى برد یا سرداب محلّ غیبت آن حضرت است. بلکه سرداب سامرّا جزء خانه امامان معصوم(علیهم السلام) بوده و مانند سایر قسمت هاى خانه احترام دارد و این احترام بدین جهت است که سرداب محلّ زندگى سه امام معصوم(علیهم السلام) بوده است».

آنگاه علاّمه امینى(رحمه الله) مى افزاید:

«اى کاش این افترا زنندگان درباره سرداب نظر واحدى ابراز مى داشتند تا دروغ آنها موجب آن همه رسوایى نشود. مثلاً «ابن بطوطه» در سفرنامه اش مى نویسد: این سرداب در «حلّه» است، و قرمانى در «اخبار الدول» مى گوید: در بغداد است، و دیگران گفته اند: در «سامرّا» است، و قصیمى آمده و متحیّر گردیده که بگوید این سرداب در کجاست؟ ولذا به ذکر «سرداب» اکتفا نموده تا منظور پلید خود را بپوشاند».

همچنین دانشمند فقید سیّد محمّد سعید هندى(رحمه الله) مؤلف کتاب «الامام الثانی عشر» در آغاز تخطئه تهمت سرداب به شیعه، مى نویسد:

«موضوع سرداب از نسبت هاى ناروا و شگفت آورى است که به ما نسبت داده اند، زیرا نه یک حدیث از طریق شیعه در این خصوص وارد شده است، و نه مخالفان نام کتابى از شیعه مى برند که در آن نوشته باشد، و نه دانشمندى از ما را ذکر مى کنند که گفته باشد و از وى نقل نمایند. از اینها گذشته، غیبت در سرداب و بقاى حضرت در آنجا در هیچ کتاب شیعه نیست».

البته باید توجّه داشت که در بعضى از کتب ادعیه و غیر آن نام سرداب سامرّا به میان آمده است و برخى از دعاها و زیارات در آنجا خوانده مى شود; ولى این بدان معنا نیست که سرداب محلّ غیبت امام زمان(علیه السلام)است و حضرتش در سرداب باقى مانده است; بلکه همان گونه که قبلاً یادآور شدیم چون سرداب محلّ زندگى سه امام معصوم(علیهم السلام) از جمله امام حسن عسکرى(علیه السلام) و حضرت ولى عصر(علیه السلام)بوده است، از این رو دعاها و زیارت ها را در آنجا مى خوانند.

آرى خواننده گرامى! داستان سرداب سامرّا افسانه اى است که ساخته و پرداخته دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت است، و ما هرگز چنین اعتقادى نداریم که سرداب، محلّ غیبت حضرت ولىّ عصر(علیه السلام) بوده و یا از آنجا ظهور مى نماید، بلکه «. . . ما مثل همه شیعیان در طول تاریخ معتقدیم که حضرت ولىّ عصر(علیه السلام)درتحت عنایات خاصّ پروردگار در اقطار و اکناف جهان در گردش است; همه ساله در مراسم حجّ شرکت مى جوید و قبر اجداد طاهرینش را در مدینه، عراق و طوس زیارت مى کند و با خدم و حشم ـ که تعداد آنها سى نفر است ـ به اقامتگاه خود در نقاط دور دست جهان و به دور از تیر رس دشمنان باز مى گردد.

ما به صراحت اعلام مى کنیم که مقدّس شمردن سرداب به همین دلیل است، و این تقدیس اختصاص به این مکان ندارد، بلکه هر کجا که مشخّصاً معلوم باشد که محلّ عبادت یکى از امامان معصوم بوده است، از آنجا هم تبرّک مى جوییم، و هرکجا بدانیم که حتّى یک بار و یک لحظه حضرت ولى عصر(علیه السلام) دیده شده، آنجا را هم زیارت کرده و تبرّک مى جوییم ـ همچون مسجد سهله در کوفه و مسجد جمکران در قم و جز آنها ـ و هرگز راز دیگرى در آن معتقد نیستیم.

ما اگر زادگاه حضرت بقیة اللّه(علیه السلام) را زیارت مى کنیم، در مکّه نیز علیرغم فشار شرطه سعودى زادگاه رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) را زیارت مى کنیم و تبرّک مى جوییم که حبّ محمّد و آل محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) با آب و گِل ما آمیخته است و چون اکنون دست ما به دامن مقدّس امام، حجّت، مولى، سرور و رهبرمان نمى رسد، هرکجا بدانیم گام نهاده، آنجا را زیارت مى کنیم و هرکجا بدانیم که از هواى آنجا استنشاق نموده، از آنجا نیز تبرّک مى جوییم; کجا رسد به محلّى که به طور جزم مشخص است که سه تن از امامان معصوم(علیهم السلام) زندگى پر ثمرشان آنجا سپرى شده، در آنجا شبها را تا به سحر به عبادت حقّ پرداخته اند. حجّت خدا در آنجا به دنیا آمده، نفسهایش بر در و دیوار آنجا نقش بسته است، و هر سال براى زیارت قبور شریفه پدر، جد، مادر و عمّه اش به آنجا تشریف فرما شده است».


 


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(9) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


ـ کسانى که مهدى(ع) را پسر امام حسن عسکرى(ع)مى دانند
[بخش پنجم; مهدى موعود(ع) در گفتار دانشمندان بزرگ اهل سنّت]
چنان که پیش از این اشاره کردیم، بیشتر دانشمندان بزرگ اهل سنّت وبلکه اکثریت قریب به اتّفاق آنان، عقیده دارند که «مهدى موعود» واقعیّت دارد، ومى گویند: او از دودمان پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) وفاطمى و علوى و از نسل امام حسین(علیه السلام)است; ولى در آخر الزمان متولّد مى گردد و در سنین جوانى دنیا را پر از عدل و داد مى نماید. در میان این عدّه که حضرت مهدى(علیه السلام) را از نسل امام حسین(علیه السلام) مى دانند، کسانى بوده و هستند که با وجدانى پاک و بیدار یا به ملاحظه رعایت امانت در نقل حدیث و تاریخ، در کمال صراحت گفته اند: این مهدى موعودى که از دودمان پاک پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و از نسل امام حسین(علیه السلام) است، کسى جز فرزند برومند امام حسن عسکرى(علیه السلام) نیست. این عدّه، بدون توجّه به وابستگیهایى که معمولاً علماى عامّه به حکومت هاى طاغوتى بنى اُمیّه وبنى عباس داشته اند و به دور از هرگونه تعصّب، صریحاً اعلام داشته اند که: ابوالقاسم، محمّد بن الحسن العسکرى(علیه السلام) همان که در سال 255 هجرى (یا سنوات دیگر به قول آنها) در شهر «سامرا» و در خانه امام حسن عسکرى(علیه السلام) متولّد شد و به عقیده شیعه، امام دوازدهم است، همان «مهدى موعود» است; زیرا مجموع روایات صحیح و معتبرى که بزرگان اهل سنّت درباره «مهدى منتظر» نقل کرده اند تنها با او قابل تطبیق است، ونمى تواند شخصى غیر از او باشد. البته در میان این عدّه، کسانى هم پیدا مى شوند که فقط از پسر امام حسن عسکرى(علیه السلام) نام برده، و یا از ولادت او خبر داده اند، ولى نگفته اند که او «مهدى موعود» است. شگفت آور اینجاست که حتّى آن عدّه معدود و تعداد انگشت شمارى هم که گفته اند: «مهدى، پس از ولادت وفات یافت» مانند علاء الدوله سمنانى، حافظ ذهبى و ابن حجر مکّى نیز، در شمار کسانى هستند که حضرت مهدى(علیه السلام) را، پسر امام حسن عسکرى(علیه السلام) مى دانند! زیرا اغلب کسانى که از ولادت محمّد بن الحسن العسکرى(علیه السلام) خبر داده اند نگفته اند که: او دیگر چه شد؟ و به کجا رفت؟ وچه سرنوشتى پیدا کرد؟ ولى این چند نفر متعصب عنود، براى انحراف افکار شیعیان از پیش خود گفته اند که «مهدى(علیه السلام) وفات یافت» تا به خیال خام آنها، دیگر شیعیان در انتظار نمانند و مسأله مهدویّت وانتظار ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در بین شیعیان، فراموش گردد. به هر حال، عدّه زیادى از دانشمندان بزرگ اهل سنّت، از مورّخان، محدّثان و حافظان حدیث، به وجود مقدّس مهدى موعود که فرزند امام حسن عسکرى(علیه السلام)است اعتراف نموده اند که براى نمونه فشرده گفتار برخى از آنان را در اینجا مى آوریم.
ادامه ي مطلب ...
امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(4) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


عنوان
[بخش پنجم; مهدى موعود(ع) در گفتار دانشمندان بزرگ اهل سنّت]
بخش پنجم مهدى موعود(علیه السلام) در گفتار دانشمندان بزرگ اهل سنّت شامل: 1 ـ کسانى که مهدى(علیه السلام) را پسر امام حسن عسکرى(علیه السلام) مى دانند 2 ـ افسانه سرداب گفته آمد که یکى از مسایل مورد اتفاق شیعه و سنّى مسأله مهدویت و عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) است. همچنین اعتراف جمعى از علماى اهل سنت به صحت و تواتر احادیث راجع به حضرت مهدى(علیه السلام)گذشت. در این بخش، آراى گروهى از علماى ایشان را درباره آن حضرت مى آوریم تا اتفاق مسلمانان در این قضیّه، روشن تر شود. ابن ابى الحدید معتزلى مى گوید: «وقد وقع اتّفاق الفِرَق من المسلمین أجمعین على أنّ الدنیا والتکلیف لاینقضی إلاّ علیه»( ) «تمام فرقه هاى مسلمانان اتفاق دارند که دنیا و تکلیف به پایان نمى رسد مگر این که مهدى(علیه السلام) ظهور نماید». محمّد امین سویدى مى گوید: «الّذی اتّفق علیه العلماء أنّ المهدیّ هو القائم فی آخر الوقت، وأنّه یملأ الأرض عدلاً، والأحادیث فیه وفی ظهوره کثیرة».( [ ) «آنچه مورد اتّفاق همه دانشمندان است این است که مهدى(علیه السلام) کسى است که در آخر الزمان قیام مى کند، و زمین را از عدل پر مى نماید، و روایات درباره مهدى(علیه السلام) و ظهور او فراوان است». ابن منظور، نویسنده کتاب «لسان العرب» مى گوید: «المهدی الّذی قد هداه اللّه الى الحقّ، وقد استعمل فی الأسماء حتّى صار کالأسماء الغالبة، وبه سُمّی المهدیّ الذی بشّر به النبی ـ صلّى اللّه علیه ]وآله [وسلّم ـ أنّه یجیء فی آخر الزمان».( [ «مهدى یعنى کسى که خدا او را به سوى حقّ هدایت کرده باشد. کلمه مهدى به قدرى در نام گذارى اشخاص به کار رفته است که به صورت اسم در آمده است. و مهدى که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) ظهور او را در آخر الزمان، بشارت داده است، به همین نام، نامیده شده است». ابن اثیر مى گوید: «المهدی الّذی بشّر به رسول اللّه ـ صلّى اللّه و علیه ]وآله[و سلّم ـ إنّه یجیء فی آخر الزمان».( ) «آن مهدى موعود(علیه السلام) که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) ظهور او را بشارت داده است، در آخر الزمان خواهد آمد». زبیدى نویسنده کتاب «تاج العروس» مى گوید: «المهدی الّذی بُشّر به، إنّه یجیء فی آخر الزمان، جعلنا اللّه من أنصاره».( ) «مهدى موعودى که بشارت ظهور او را داده اند، در آخرالزمان مى آید. خداوند ما را از جمله یارانش قرار دهد». ابن حجر مکّى مى گوید: «وقد ظهرت برکة دعائه ـ صلّى اللّه علیه ]وآله[ وسلّم ـ فی نسلهما (یعنی علیّاً و فاطمة(علیهما السلام)) فکان منه من مضى و من یأتی، و لو لم یکن فی الآتین إلاّ الإمام المهدیّ(علیه السلام) لکفى».( ) «برکت دعاى رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) در موقع ازدواج على(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام)در نسل آن دو بزرگوار ظاهر شد و از نسل على و فاطمه(علیهما السلام)، عدّه اى آمدند که از این دنیا رفتند و عدّه اى هم خواهند آمد که اگر در میان آیندگان از نسل على و فاطمه(علیهما السلام)کسى جز مهدى موعود(علیه السلام) نبود، براى ظهور برکت دعاى پیامبر بس بود». همین ابن حجر در جاى دیگر مى گوید: «مهدى منتظر(علیه السلام) یک تن بیشتر نیست و هرگز تعددى در آن وجود ندارد. شمس الدین ذهبى مى گوید: «إنّ الإمام المهدی من أولاد الإمام الحسن العسکری(علیه السلام) و هو باق إلى أن یأذن اللّه له بالخروج، فیملأ الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً». «حضرت مهدى(علیه السلام) از فرزندان امام حسن عسکرى(علیه السلام)است و او موجود و حاضر است تا روزى که خداوند اذن ظهورش دهد و زمین را پر از عدل و داد کند همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد». شمس الدین قرطبى مى گوید: «إنّ جمیع ملوک الدنیا کلّها أربعة: مؤمنان و کافران، فالمؤمنان سلیمان بن داوود والإسکندر، و الکافران نمرود و بخت النصر، و سیملکها من هذه الاُمّة خامسٌ و هو المهدی عجّل اللّه تعالى فرجه «پادشاهانى که بر سراسر دنیا حکومت نمودند چهار نفرند; دو نفر مؤمن و دو نفر کافر. دو نفر مؤمن حضرت سلیمان(علیه السلام) و اسکندر (ذوالقرنین) بودند و دو نفر کافر نمرود و بخت النصر، و در آینده نفر پنجمى هم از این امّت تمام جهان را مالک خواهد شد و او حضرت مهدى(علیه السلام) است». مقدّسى شافعى ـ که از علماى قرن هفتم هجرى است ـ در دیباچه کتاب «عقد الدرر فی اخبار المنتظر» پس از آن که مقدارى از دست زمانه و کثرت فتنه ها شکایت مى کند، مى گوید: «برخى به قرینه ظاهر بعضى از اخبار، گمان کرده اند که حال روزگار پیوسته به همین وضع باقى خواهد ماند. من گفتم: ما صحّت این احادیث را قبول داریم، و آنها را به گوش جان مى شنویم و به چشم اطاعت مى نگریم، ولى در اخبار دلیلى وجود ندارد که آن فتنه ها تا قیام قیامت دوام داشته باشد. شاید آن فتنه ها در موقع ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) از بین بروند، و نابودى آنها منوط به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)باشد; زیرا احادیث زیادى که علماى این امّت آنها را در کتاب هاى خود نوشته اند به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) بشارت مى دهند، و مژده مى دهند که خداوند شخصى را بر مى انگیزد که زمینه حکومت او را آماده مى نماید که کوههاى بلند در برابر او خراب خواهد شد، از دور و نزدیک او را یارى مى دهند، و او مالک کوه و دشت و تمام کره زمین مى گردد، و سراسر زمین را پر از عدل و داد مى کند». بخارى (معروف به خواجه پارساى) مى گوید: «ومناقب المهدی ـ رضی اللّه عنه ـ صاحب الزمان، الغائب عن الأعیان، الموجود فی کلّ زمان، کثیرة. و قد تظاهرت الأخبار على ظهوره و إشراق نوره، یجدّد الشریعة المحمّدیّة، و یجاهد فی اللّه حقّ جهاده، و یطهّر من الأدناس أقطار بلاده، زمانه زمان المتّقین، و أصحابه خلصوا من الریب، وسلموا من العیب، وأخذوا بهدیه وطریقه واهتدوا من الحقّ إلى تحقیقه، به ختمت الخلافة والإمامة، وهو الإمام من لدن مات أبوه إلى یوم القیامة، وعیسى(علیه السلام) یصلّی خلفه، ویصدّقه على دعواه ویدعو إلى ملّته الّتی هو علیها، والنبی(صلى الله علیه وآله وسلم) صاحب الملّة». «مناقب حضرت مهدى صاحب الزمان(علیه السلام) که از دیده ها پنهان و در هر زمانى حاضر است، فراوان است. احادیث بسیار زیادى رسیده است که مهدى(علیه السلام) ظاهر مى شود و نور وجودش همه جا را روشن مى کند، و دین اسلام و شریعت محمّدى(صلى الله علیه وآله وسلم)را تجدید مى نماید، و آن گونه که باید، در راه خدا جهاد مى کند، و سراسر مملکت اسلامى را در زمان خود از آلودگیها پاک مى سازد. روزگار او روزگار پرهیزکاران است. کسانى که به امامت او معتقدند از هر نکوهش و سرزنشى پیراسته اند که راه حقّ را پیموده اند و به روش او گام برداشته اند و به راهنمایى او به شاهراه هدایت رسیده اند. امامت و پیشوایى اُمّت اسلامى به وسیله او پایان مى یابد. او از روز وفات پدر بزرگوارش تا روز رستاخیز امام است. حضرت عیسى(علیه السلام) پشت سر او نماز مى گزارد، و او را در امامتش تصدیق مى نماید و مردمان را به دین و شریعت او که همان شریعت پاک محمّدى است دعوت مى کند». محیى الدین عربى مى گوید: «واعلموا أنّه لابدّ من خروج المهدى(علیه السلام) لکن لایخرج حتّى تمتلىء الأرض جوراً و ظلماً فیملأها قسطاً وعدلاً . . . وهو من عترة رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) من ولد فاطمة ـ رضی اللّه تعالى عنها ـ جدّه الحسین بن علی بن أبی طالب ووالده الإمام حسن العسکرى(علیهم السلام «بدانید و آگاه باشید که مهدى موعود(علیه السلام) قطعاً ظهور خواهد کرد، ولى او ظاهر نمى شود مگر این که زمین پر از ظلم و ستم شده باشد که آنگاه او بیاید و آن را پر از عدل و داد کند. او از عترت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) از نسل حضرت فاطمه(علیها السلام)است. جدّش امام حسین(علیه السلام) و پدرش امام حسن عسکرى(علیه السلام)است». نویسنده کتاب «ارشاد المستهدى» مى گوید: «بپرهیز اى خردمند از هر شبهه و شکّى در ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)، زیرا عقیده به ظهور آن حضرت، اتمام ایمان به خدا و رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)و آنچه پیغمبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)آورده و از آن خبر داده است، مى باشد. و پیغمبر، صادق و مصدّق است. همچنین شبهه اى نداشته باش در این که مهدى موعود(علیه السلام)تا حال ظاهر نشده و هرکس این ادّعا را کرد دروغگو و کذّاب است، به جهت این که علامات و نشانیهایى که در روایات شریف ذکر شده در آن اشخاص موجود نیست، و ظهور مهدى(علیه السلام)و راه شناسایى او مشهور و روشن است، و ظهور او پیش از نزول حضرت عیسى(علیه السلام)خواهد بود و اجتماع او با حضرت عیسى(علیه السلام) بر حسب اخبار ثابت، امرى ضرورى و بدیهى است. هرکس بخواهد به طور مبسوط اطلاع پیدا کند به کتابهایى که در این موضوع تألیف شده رجوع نماید، مقصود ما در این کتاب (ارشاد المستهدى) اثبات تواتر روایات ظهور آن حضرت به اختصار است». و در جاى دیگر در رابطه با احادیث ظهور چنین مى گوید: «این احادیث و آثار را، عموم محدّثین و غیر محدّثین در کتابهایشان نقل کرده اند، و ایمان به ظهور مهدى ـ رضى اللّه عنه ـ (این تعبیر از خود اوست) مشهور و شایع در بین صحابه بوده است و اصحاب، این عقیده و ایمان را از پیغمبر(صلى الله علیه وآله وسلم) اخذ کرده اند، و همچنین است آثار و مراسیلى که از تابعین رسیده; زیرا آنها در این گونه از مسایل به رأى (خود) و از پیش خود چیزى نمى گفتند».
امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(0) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


سلام
[بخش پنجم; مهدى موعود(ع) در گفتار دانشمندان بزرگ اهل سنّت]
باسلام دوستان عزیز مطالب این بخش به زودی ارسال خواهد شد. ممنون از حضور سبزتان. وبلاگ گل نرگس
امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(0) [بالای صفحه] [فید این نوشته]



 
This Weblog's theme [Love is blue] Designed by Mahdi Yousefi for ParsiBox