2 ـ افسانه سرداب
غالب علماى متعصّب اهل سنّت و حتّى برخى از افراد منصف آنها ضمن بیان اوصاف مهدى صاحب الزمان(علیه السلام)، او را «صاحب سرداب» نامیده و گفته اند: شیعه مى گوید که امام آنها در سرداب غایب شده، و در آنجا بسر مى برد، و از سرداب بیرون مى آید، یا از آنجا ظاهر مى شود، و یا موقع رفتن به سرداب مادرش به او نگاه مى کرد; ولى او دیگر برنگشت. اکنون به بحث و بررسى این موضوع مى پردازیم.
«. . . این که حضرت بقیة اللّه(علیه السلام) کجا، کى و چگونه غایب شد؟! مطلبى است که جهان تشیّع در معرض تهمت هاى فراوان از طرف دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) قرار گرفته است.
آخرین دیدار عمومى حضرت بقیة اللّه(علیه السلام) با شیعیان، روزهشتم ربیع الاوّل 260 هجرى بود که در مراسم تشییع جنازه پدرش براى آنان ظاهر شده، بر جنازه پدر بزرگوارش نماز خوانده، ناپدید شد; دیگر ملاقات رسمى و عمومى نداشت. این دیدار در «سامرّا» درخانه پدرش امام حسن عسکرى(علیه السلام) انجام یافت.
خانه امام حسن عسکرى(علیه السلام) همانند دیگر خانه هاى اشراف عراق، شامل غرفه اى براى مردان و غرفه اى براى زنان و سرداب زیر زمین بود که سرداب نیز شامل غرفه هایى براى مردان و زنان مى شد و در تابستان از شدّت گرما به این سرداب پناه مى بردند.
این سرداب محل زندگى و عبادت امام هادى(علیه السلام)، امام حسن عسکرى(علیه السلام) و حضرت بقیة اللّه(علیه السلام) بود و تمام دیدارها با حضرت ولى عصر(علیه السلام) در عهد پدر در همین منزل و در همین سرداب انجام یافته بود. از این رهگذر، شیعیانى که بعد از رحلت امام حسن عسکرى(علیه السلام) براى زیارت قبر عسکریین(علیهما السلام) وارد سامرا مى شدند، بعد از زیارت قبر آن بزرگواران، در محلّ عبادت سه امام بزرگوار نیز تبرّکاً نماز مى خواندند و آنجا را زیارت مى کردند.
مقدّس شمردن آن سرداب از طرف شیعیان موجب شد که دشمنان اهل بیت، شیعیان را متّهم کنند بر این که آنها مى گویند: امام زمان(علیه السلام) در سرداب مخفى شده است
ولى شیعیان از چنین اعتقادى پاک و منزّه هستند آنها سرداب را به این دلیل مقدّس مى شمارند که محلّ زندگى و پرستش و نیایش سه امام معصوم(علیهم السلام) بوده است، محلّ زندگى حضرت حکیمه ـ عمّه امام حسن عسکرى(علیه السلام) ـ و جناب نرجس خاتون ـ مادر والا گُهر امام زمان(علیه السلام) ـ بوده است; و به خصوص محلّ رؤیت حضرت ولىّ عصر(علیه السلام) در عهد پدر بزرگوارش مى باشد و بس.
ما هرگز چنین اعتقادى نداریم. ما فقط از دشمنان شیعه مى شنویم که به ما نسبت مى دهند که ما معتقدیم حضرت ولىّ عصر در چاهى در سرداب مقدّس مخفى است و تا روز ظهور در همانجا خواهد بود!
براى اثبات چنین مطلبى، مدرکى از کتاب هاى شیعه، از احادیث شیعه، از اقوال علماى شیعه لازم است که چنین مدرکى وجود ندارد و به صرف اتّهام از طرف دشمنان چنین مطلبى ثابت نمى شود».
محدّث عالى مقام مرحوم حاج میرزا حسین نورى(رحمه الله) در خاتمه کتاب «کشف الاستار» درباره سرداب سامرّا مى نویسد.
«ما هرچه مراجعه کردیم و تفحّص نمودیم از آنچه درباره سرداب گفته اند، در کتابهاى علماى شیعه هیچگونه اثرى ندیدیم; بلکه اصلاً ذکرى از سرداب به عنوان «سرداب غیبت» به میان نیامده است».
مرحوم آیت اللّه صدر(رحمه الله) نیز در کتاب «المهدى(علیه السلام)» در این باره مى نویسد:
«مسأله غیبت ابوالقاسم محمّد بن الحسن(علیه السلام) نزد ما شیعیان امامیّه صحیح است; امّا آنچه را که در این باره بعضى از عوام شیعه مى گویند و بسیارى از خواص اهل سنّت نیز به ما نسبت مى دهند، من نه براى آن مدرکى مى شناسم و نه سندى یافته ام».
اکنون ببینید دانشمند بزرگ اهل سنّت، ابن خلدون در کتاب مشهور خود به نام «مقدّمه» چگونه دُر افشانى مى کند; زیرا آنجا که از «اثناعشریّه» سخن مى گوید مى نویسد:
«شیعیان عقیده دارند که دوازدهمین امام از امامان ایشان، یعنى محمّد بن الحسن العسکرى که او را مهدى مى خوانند وارد سرداب خانه خود در «حلّه» شد و هنگامى که مادرش بازداشت شد، همانجا غایب گردید و تا کنون منتظر او هستند. هر شب بعد از نماز مغرب اسبى را مى آورند جلو در سرداب مزبور مى ایستند و او را به نامش صدا مى زنند و از وى مى خواهند که خروج کند تا این که ستارگان بدرآیند، آنگاه پراکنده مى شوند و موکول به شب آینده مى کنند و تا کنون آنها چنین اند».
دانشمند بزرگوار فقید، علاّمه حاج شیخ عبدالحسین امینى(رحمه الله) در کتاب گرانقدر «الغدیر» آنجا که تهمت هاى «قصیمى» مؤلّف کتاب «الصراع بین الإسلام و الوثنیّه» را پاسخ مى دهد، مى نویسد:
«داستان عجیب سرداب، زشت ترین چیزى است که دشمنان و مخالفان به ما نسبت داده اند. هرچند که قصیمى در این نسبت ناروا تنها نیست، ولى او اضافه بر گذشتگان نوشته است که «افزون از هزار سال است که شیعیان هر شب در مقابل سرداب مى ایستند و منتظر ظهور هستند» در صورتى که شیعه نمى گوید غیبت امام زمان(علیه السلام)در سرداب انجام گرفته، یا از آنجا ظهور مى کند، بلکه شیعه مطابق احادیث رسیده معتقدند که امام غایب آنها در مکّه معظّمه مقابل خانه کعبه ظهور مى کند، و هیچ کس نگفته است وى در سرداب بسر مى برد یا سرداب محلّ غیبت آن حضرت است. بلکه سرداب سامرّا جزء خانه امامان معصوم(علیهم السلام) بوده و مانند سایر قسمت هاى خانه احترام دارد و این احترام بدین جهت است که سرداب محلّ زندگى سه امام معصوم(علیهم السلام) بوده است».
آنگاه علاّمه امینى(رحمه الله) مى افزاید:
«اى کاش این افترا زنندگان درباره سرداب نظر واحدى ابراز مى داشتند تا دروغ آنها موجب آن همه رسوایى نشود. مثلاً «ابن بطوطه» در سفرنامه اش مى نویسد: این سرداب در «حلّه» است، و قرمانى در «اخبار الدول» مى گوید: در بغداد است، و دیگران گفته اند: در «سامرّا» است، و قصیمى آمده و متحیّر گردیده که بگوید این سرداب در کجاست؟ ولذا به ذکر «سرداب» اکتفا نموده تا منظور پلید خود را بپوشاند».
همچنین دانشمند فقید سیّد محمّد سعید هندى(رحمه الله) مؤلف کتاب «الامام الثانی عشر» در آغاز تخطئه تهمت سرداب به شیعه، مى نویسد:
«موضوع سرداب از نسبت هاى ناروا و شگفت آورى است که به ما نسبت داده اند، زیرا نه یک حدیث از طریق شیعه در این خصوص وارد شده است، و نه مخالفان نام کتابى از شیعه مى برند که در آن نوشته باشد، و نه دانشمندى از ما را ذکر مى کنند که گفته باشد و از وى نقل نمایند. از اینها گذشته، غیبت در سرداب و بقاى حضرت در آنجا در هیچ کتاب شیعه نیست».
البته باید توجّه داشت که در بعضى از کتب ادعیه و غیر آن نام سرداب سامرّا به میان آمده است و برخى از دعاها و زیارات در آنجا خوانده مى شود; ولى این بدان معنا نیست که سرداب محلّ غیبت امام زمان(علیه السلام)است و حضرتش در سرداب باقى مانده است; بلکه همان گونه که قبلاً یادآور شدیم چون سرداب محلّ زندگى سه امام معصوم(علیهم السلام) از جمله امام حسن عسکرى(علیه السلام) و حضرت ولى عصر(علیه السلام)بوده است، از این رو دعاها و زیارت ها را در آنجا مى خوانند.
آرى خواننده گرامى! داستان سرداب سامرّا افسانه اى است که ساخته و پرداخته دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت است، و ما هرگز چنین اعتقادى نداریم که سرداب، محلّ غیبت حضرت ولىّ عصر(علیه السلام) بوده و یا از آنجا ظهور مى نماید، بلکه «. . . ما مثل همه شیعیان در طول تاریخ معتقدیم که حضرت ولىّ عصر(علیه السلام)درتحت عنایات خاصّ پروردگار در اقطار و اکناف جهان در گردش است; همه ساله در مراسم حجّ شرکت مى جوید و قبر اجداد طاهرینش را در مدینه، عراق و طوس زیارت مى کند و با خدم و حشم ـ که تعداد آنها سى نفر است ـ به اقامتگاه خود در نقاط دور دست جهان و به دور از تیر رس دشمنان باز مى گردد.
ما به صراحت اعلام مى کنیم که مقدّس شمردن سرداب به همین دلیل است، و این تقدیس اختصاص به این مکان ندارد، بلکه هر کجا که مشخّصاً معلوم باشد که محلّ عبادت یکى از امامان معصوم بوده است، از آنجا هم تبرّک مى جوییم، و هرکجا بدانیم که حتّى یک بار و یک لحظه حضرت ولى عصر(علیه السلام) دیده شده، آنجا را هم زیارت کرده و تبرّک مى جوییم ـ همچون مسجد سهله در کوفه و مسجد جمکران در قم و جز آنها ـ و هرگز راز دیگرى در آن معتقد نیستیم.
ما اگر زادگاه حضرت بقیة اللّه(علیه السلام) را زیارت مى کنیم، در مکّه نیز علیرغم فشار شرطه سعودى زادگاه رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) را زیارت مى کنیم و تبرّک مى جوییم که حبّ محمّد و آل محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) با آب و گِل ما آمیخته است و چون اکنون دست ما به دامن مقدّس امام، حجّت، مولى، سرور و رهبرمان نمى رسد، هرکجا بدانیم گام نهاده، آنجا را زیارت مى کنیم و هرکجا بدانیم که از هواى آنجا استنشاق نموده، از آنجا نیز تبرّک مى جوییم; کجا رسد به محلّى که به طور جزم مشخص است که سه تن از امامان معصوم(علیهم السلام) زندگى پر ثمرشان آنجا سپرى شده، در آنجا شبها را تا به سحر به عبادت حقّ پرداخته اند. حجّت خدا در آنجا به دنیا آمده، نفسهایش بر در و دیوار آنجا نقش بسته است، و هر سال براى زیارت قبور شریفه پدر، جد، مادر و عمّه اش به آنجا تشریف فرما شده است».
امتیاز شما به این مطلب