[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

  گل نرگس بیا....
آخرین امید زمان

[وبلاگ راهنما]
[وبلاگ طرفداران]

 

دسته بندی مطالب





Powered by WebGozar

 

لینکستان

 

نظر سنجی

 

آرشیو وبلاگ

 

نویسندگان

 

تابلو نظرات

 

آمار وبلاگ

امروز:112
دیروز:154
این ماه:579
امسال:18912
کل بازیدها:54645

کل پستها:162
کل لینکها:201
کل نظر سنجیها:1
کل لوگوها:2
 

لوگوهای وبلاگ

وبلاگ علمی آموزشی

گل نرگس بیا...

 

طراح قالب


 
10 ـ مهدى(علیه السلام) از فرزندان پیامبر است
[بخش سوّم; شناخت مهدى موعود(ع)]

10 ـ مهدى(علیه السلام) از فرزندان پیامبر است

در کتاب «عقد الدرر» و «تذکرة الخواص» از قول عبد اللّه عمر آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود:

«یخرج فی آخر الزمان رجل من ولدی، اسمه کاسمی، و کنیته ککنیتی، یملأ الأرض عدلاً، کما مُلئت جوراً، فذلک المهدی».

«در آخر الزمان مردى از فرزندان من خروج مى نماید; نام او همانند نام من و کنیه او همانند کنیه من مى باشد. او زمین را پر از عدل مى نماید همان گونه که پر از ستم شده باشد، واو همان «مهدى» است».

در روایت دیگرى از قول جابر بن عبداللّه آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود:

«المهدیّ من وُلدی، اسمه اسمی، و کنیته کنیتی، أشبه الناس بی خلقاً و خُلقاً».

«مهدى از فرزندان من است; نام او نام من و کنیه اش کنیه من، از نظر سیرت و صورت شبیه ترین مردمان به من است».

در حدیث مفصّلى که جلال الدین سیوطى در کتاب «الحاوى للفتاوى» از حذیفه نقل کرده، آمده است:

هنگامى که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) درباره خروج سفیانى و ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)سخن مى گفت، مردى به نام «عمران بن حصین» برخاست و عرض کرد: یارسول اللّه! ما چگونه مهدى(علیه السلام) را بشناسیم؟

«قال(صلى الله علیه وآله وسلم): هو رجل من ولدی کأنّه من رجال، بنی إسرائیل، علیه عباءتان قطوانیّتان، کأنّ وجهه الکوکب الدرّیّ، فی خدّه الأیمن خال أسود، ابن أربعین سنة . . . فیبایع له بین الرکن والمقام، ثمّ یخرج متوجّهاً إلى الشام، وجبریل على مقدّمته و میکائیل على ساقته، فیفرح به أهل السماء وأهل الأرض، والطیر والوحوش والحیتان فی البحر».

«رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: مهدى، مردى از فرزندان من است. او شبیه مردان بنى اسرائیل است. (راست قامت تا حدّى بلند قدّ) . . . صورتش چون ستاره درخشان و بر گونه راستش خال سیاهى است. چهل ساله مى نماید . . . مسلمانان بین «رکن و مقام» (کنار خانه خدا) با او بیعت مى کنند. سپس در حالى که جبرئیل پیشاپیش او، و میکائیل پشت سر او است متوجّه سرزمین شام مى گردد. ساکنان آسمان و زمین، پرندگان، درّندگان و ماهیان دریا، همه از او خشنود مى شوند».

و در روایت دیگرى که مرحوم سیّد بن طاووس آن را در کتاب «الملاحم والفتن» از قول حذیفه از جابر بن عبداللّه انصارى نقل نموده، چنین آمده است که جابر گفت:

«روزى رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) در بین اصحاب خود نشسته بود که جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و عرضه داشت: . . . این پنج نهر (سیحون، جیحون، دجله، فرات و رود نیل مصر) براى تو و اهل بیت تو و شیعیانت مى باشد.

خداوند مى فرماید: به عزّت و جلال خودم سوگند! هرکس یک قطره از این پنج نهر بیاشامد، در روز حساب به بهشت نخواهد رفت مگر این که تو از او راضى شوى و او را حلال کنى.

در آن موقع، چهره رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) باز شد و فرمود: برادرم جبرئیل! من بر این نعمت خدا را شکر و سپاس مى گویم.

«فقال له جبرئیل(علیه السلام): اُبشّرک یارسول اللّه! بالقائم من ولدک، لایظهر حتّى یملک الکفّار الخمسة الأنهر، فعند ذلک ینصر اللّه أهل بیتک على أهل الضلال، ولم ترفع لهم رایة أبداً إلى یوم القیامة».

«جبرئیل عرضه داشت: یارسول اللّه! تو را به ظهور «قائم» که از فرزندان تو مى باشد بشارت مى دهم! او ظهور نخواهد کرد تا این که کافران این رودها را به تصرّف خود درآورند، در آن وقت است که خداوند اهل بیت تو را بر گمراهان پیروز گرداند و پس از آن، دیگر هیچ پرچمى از پرچمهاى کفر تا روز قیامت برافراشته نخواهد شد».

آنگاه رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به خاطر شکر این نعمت، براى خدا سجده کرد و . . .




امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(2) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


8 ـ مهدى(علیه السلام) از اهل بیت پیامبر است 9 ـ مهدى(علیه السلام) هم نام پیامبر است
[بخش سوّم; شناخت مهدى موعود(ع)]
 

8 ـ مهدى(علیه السلام) از اهل بیت پیامبر است

در «سنن» ترمذى از قول عبداللّه بن مسعود آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود:

«لو لم یبق من الدنیا إلاّ یوم لطوّل اللّه ذلک الیوم حتّى یبعث رجلاً منّی ـ أو من أهل بیتی ـ یواطىء اسمه اسمی، یملأ الأرض قسطاً وعدلاً کما مُلئت ظلماً وجوراً».

«اگر از عمر دنیا به جز یک روز باقى نماند، خداوند آن روز را به حدّى طولانى مى سازد تا این که در آن روز، مردى را که از فرزندان من ـ یا از اهل بیت من ـ و هم نام من است برانگیزاند که زمین را پر از عدل و داد کند چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد».

در کتاب «کنز العمّال» از قول ابوهریره آمده است:

«لو لم یبق من الدّنیا إلاّ لیلة لطوّل اللّه تعالى تلک اللیلة حتّى یلی رجلٌ من أهل بیتی».

«اگر از عمر دنیا به جز یک شب باقى نمانده باشد، خداى تعالى آن شب را طولانى مى گرداند تا این که مردى از اهل بیت من زمام اُمور را به دست گیرد».

در «سنن» ابو داوود آمده که پیامبر فرمود:

«لو لم یبق من الدهر إلاّ یوم لبعث اللّه رجلاً من أهل بیتی یملأها عدلاً کما مُلئت جوراً».

«اگر از عمر دنیا به جز یک روز باقى نمانده باشد، خداوند مردى از اهل بیت مرا بر انگیزد که دنیا را پر از عدل نماید چنان که پر از ستم شده باشد».

در «سنن» ابن ماجه، از قول ابوهریره آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:

«لو لم یبق من الدنیا إلاّ یومٌ، لطوّله اللّه تعالى حتّى یملک رجل من أهل بیتی . . .».

«اگر از عمر دنیا به جز یک روز باقى نمانده باشد، خداى تعالى آن روز را طولانى کند تا این که مردى از اهل بیت من حکومت را به دست گیرد».

در «سنن» ابن ماجه، و مصادر دیگر از قول على بن ابى طالب(علیه السلام)آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود:

«المهدی منّا أهل البیت، یصلحه اللّه فی لیلة»

«مهدى از ما اهل بیت است و خداوند یک شبه امر او را به سامان مى آورد».

در «مستدرک حاکم» از قول ابو سعید خدرى آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود:

«مهدى، از ما اهل بیت است».

سپس حاکم مى نویسد: این حدیث بنا به شرط مسلم، صحیح است، امّا بخارى و مسلم آن را نیاورده اند.

در کتاب «مطالب السؤول» درباره معناى «اهل بیت» چنین مى نویسد:

«گفته شده: اهل بیت پیغمبر خدا افرادى هستند که نَسَب آنان به جدّ آن حضرت منتهى مى شود. قول دیگر آن است که: اهل بیت آن بزرگوار اشخاصى هستند که از یک «رَحِم» باشند. قول دیگر آن است که اهل بیت آن حضرت، آنهایى هستند که به واسطه نسب یا سبب به رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) متّصل شوند.

کلیّه این معانى درباره اهل بیت آن بزرگوار صدق مى کند; زیرا نسب آنان به جدّ پیغمبر خدا که عبدالمطلب باشد منتهى مى گردد، و اهل بیت پیغمبر با خود آن حضرت از یک رَحِم هستند، و به وسیله نسب و سبب هم به پیغمبر خدا متّصل مى شوند، پس ایشان حقیقتاً اهل بیت پیغمبر اکرم مى باشند، و معناى آل و اهل بیت هم یکى است . . . پس معناى حقیقى کلمه آل و اهل براى اهل بیت رسول خدا ثابت است.

مسلم در کتاب صحیح خود از یزید بن حیّان روایت کرده که گفت:

«من و حصین بن سبره و عمر بن مسلم نزد زید بن ارقم رفتیم. وقتى پیش او نشستیم، حصین گفت: اى زید! تو خیر زیادى دیدى، تو رسول خدا را دیدى، حدیث آن حضرت را شنیدى، با آن بزرگوار در راه خدا جنگ کردى، پشت سر آن حضرت نماز خواندى، حقّا که تو خیر زیادى دیدى، بگو ببینیم که از پیغمبر خدا چه شنیدى؟

زید بن ارقم گفت: اى برادر زاده! پیر شده ام و بعید العهد، بعضى از چیزهایى را که از رسول خدا یاد گرفتم فراموش کرده ام، آنچه را که براى شما مى گویم قبول کنید و آنچه را که نمى گویم مرا به گفتن آن مجبور ننمایید. سپس گفت:

یک روز پیغمبر اکرم کنار برکه آبى که بین مکّه و مدینه است و آن را «خم» مى گویند، بپا خاست و خطبه خواند; حمد و ثناى خداى را به جا آورد و موعظه کرد آنگاه فرمود:

اى مردم! من هم بشرى ـ مثل شما ـ هستم که نزدیک است قاصد پروردگارم (ملک الموت) بیاید و من او را اجابت نمایم. من در میان شما دو چیز گرانبها را به جا مى گذارم; یکى کتاب خداى که مشتمل بر هدایت و نور است، پس کتاب خدا را بگیرید و به آن چنگ زنید . . . و دیگرى اهل بیت من است; من خدا را درباره اهل بیتم به شما یادآور مى شوم، خدا را در نظر آورید در رفتار با اهل بیتم.

حصین بن سبره به زید بن ارقم گفت: اى زید! اهل بیت پیغمبر خدا کیانند؟ مگر زنان آن حضرت از اهل بیتش نبودند؟

زید گفت: زنان پیامبر خانواده او بودند، ولى اهل بیت پیغمبر اکرم کسانى هستند که گرفتن صدقه بر آنها حرام است».

همچنین مسلم در کتاب «صحیح» خود در حدیث دیگرى از زید بن ارقم آورده است که راویان حدیث مزبور گفتند:

«. . . پس ما با همدیگر گفتیم: اهل بیت پیغمبر چه کسانى مى باشند؟ زنانش؟!

زید گفت: نه، به خدا قسم! زن مدّتى از زمان را با شوهرش مى باشد، سپس ممکن است طلاقش دهد و به سوى پدر و قومش بازگردد; ولى اهل بیت پیامبر هستند که گرفتن صدقه، بر آنان حرام است».

 


 

9 ـ مهدى(علیه السلام) هم نام پیامبر است

در «سنن» ترمذى و «سنن» ابوداوود و بسیارى از منابع دیگر آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود:

«لاتذهب الدنیا، حتّى یملک العرب رجل من أهل بیتی، یواطىء اسمه اسمی».

«دنیا به آخر نمى رسد تا اینکه مردى از اهل بیت من، زمامِ امور عرب را به دست گیرد، او هم نام من است».

در «مسند» احمد بن حنبل، از عاصم، از زر، از عبداللّه بن مسعود روایت کرده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود:

«لاتنقضی الأیام ولایذهب الدهر، حتّى یملک العرب رجل من أهل بیتی اسمه یواطىء اسمی».

«روزها سپرى نمى شود و دنیا به آخر نمى رسد، تا اینکه مردى از اهل بیت من، عرب را مالک شود; نام او، نام من باشد».

در کتاب «ارشاد» شیخ مفید(رحمه الله) نیز در حدیثى آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود:

«لن تنقضی الأیّام واللیالی حتّى یبعث اللّه رجلاً من أهل بیتی، یواطىء اسمه اسمی، یملأها عدلاً و قسطاً کما مُلئت ظلماً».

«روزها و شبها نمى گذرد (دنیا به پایان نمى رسد) تا این که خداوند، مردى از خاندان مرا برانگیزد که هم نام من است; او زمین را پر از عدل و داد کند همچنان که پر از ستم شده باشد».


 


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(10) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


شناخت مهدى موعود(علیه السلام)
[بخش سوّم; شناخت مهدى موعود(ع)]
 

5 ـ مهدى(علیه السلام) از فرزندان عبدالمطلب است

مقدسى در کتاب «عقد الدرر»، از جماعتى از اهل حدیث ـ مانند ابن ماجه در کتاب «سنن»،  حافظ طبرانى در کتاب «معجم» و ابو نعیم اصفهانى،  ـ از انس بن مالک، از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت کرده است که فرمود:

نحن سبعةٌ بنو عبدالمطلب ساداتُ أهل الجنّة: أنا و أخی علی و عمّی حمزة وجعفر والحسن والحسین والمهدیّ».

«ما هفت تن فرزندان عبدالمطلب، سروران اهل بهشتیم; من، برادرم على، عمویم حمزه، جعفر ، حسن، حسین و مهدى».



 

4 ـ مهدى(علیه السلام) از «بنى هاشم» است

«قتاده» گوید:

«قلت لسعید بن المسیّب: أحقّ المهدی؟ قال: نعم، هو حقّ. قلت: ممّن هو؟ قال: من قریش. قلت: من أیّ قریش؟ قال: من بنی هاشم.

«از سعید بن مسیّب پرسیدم: آیا مهدى بر حقّ است؟ گفت: آرى، او حقّ است. گفتم: مهدى از چه طایفه اى است؟ گفت: از قریش است. گفتم: از کدام تیره قریش؟ گفت: از بنى هاشم است .

 

6 ـ مهدى(علیه السلام) از فرزندان ابو طالب است

در کتاب «عقد الدرر»، «روضه کافى»، «ارشاد» مفید و «بحار الانوار» از سیف بن عمیره روایت کرده اند که گفت:

«نزد ابوجعفر منصور ـ دومین خلیفه عبّاسى ـ بودم که خود آغاز به سخن کرد و گفت: اى سیف! به ناچار ندا کننده اى از آسمان به نام مردى از «فرزندان ابوطالب» ندا خواهد کرد.

گفتم: اى امیر . . . شما هم این مطلب را روایت مى کنى؟!

گفت: آرى، به خدایى که جان من در دست قدرت اوست! من این موضوع را با دو گوش خود شنیده ام . . . این ندا متوجه مردى از عمو زادگان ماست گفتم: مردى از فرزندان فاطمه(علیها السلام) گفت آرى، اى یوسف».

 


 

7 ـ مهدى(علیه السلام) از عترت پیامبر است

در کتاب «عقد الدرر»، از ابوسعید خدرى روایت کرده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود:

«لاتقوم الساعة حتّى تُملأ الأرض ظلماً وعدواناً ثمّ یخرج من عترتی ـ أو من أهل بیتی ـ من یملأها قسطاً و عدلاً، کما مُلئت ظلماً وعدواناً».

«رستاخیز به پا نمى شود تا این که زمین پر از ظلم و دشمنى گردد، در آن هنگام مردى از عترت ـ یا از اهل بیت ـ من قیام مى کند و آن را پر از عدل و داد مى نماید همان گونه که پر از ظلم و دشمنى شده است».

ابن حجر مکّى نیز، از احمد حنبل و ماوردى نقل کرده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود:

«ابشروا بالمهدی، رجل من قریش من عترتی».

«مژده باد شما را به مهدى! او مردى از قریش و از عترت من است».

در «مسند» احمد بن حنبل نیز از قول ابوسعید خدرى آمده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود:

«یُملأ الأرض ظلماً وجوراً، ثمّ یخرج رجل من عترتی یملک سبعاً ـ أو تسعاً ـ فیملأ الأرض قسطاً وعدلاً»

«زمین پر از ظلم و جور خواهد شد; در آن موقع، مردى از عترت من قیام مى کند، هفت ـ یا نُه ـ سال در روى زمین حکومت مى نماید و سراسر زمین را پر از عدل و داد مى سازد».

در کتاب «مطالب السؤول» درباره معناى «عترت» چنین مى نویسد:

«گفته شده: معناى کلمه «عترت» عشیره، ـ یعنى طایفه، فامیل و خویشان نزدیک ـ است. قول دیگر آن است که: عترت به معناى ذرّیه ـ یعنى نسل و فرزند ـ است، و این هر دو معنا درباره آل پیغمبر(صلى الله علیه وآله وسلم)صدق مى کند; زیرا آنان هم طایفه، فامیل و خویشان نزدیک، و هم نسل و فرزند آن حضرت هستند.

امّا عشیره، اهل و عیال نزدیک هستند که آنان چنین بودند، و امّا ذریّه، اولاد دختر انسان را گویند، و قول خداى تعالى در رابطه با حضرت ابراهیم(علیه السلام) بر این معنا دلالت مى کند، چنان که مى فرماید:

(وَمِنْ ذُرّیَّتِهِ داووُدَ وَسْلَیمانَ وَأیّوُبَ وَیُوسُفَ وَمُوسى وَهارون . . . وَزَکرِیّا وَیَحْیى وَعِیسى وَإلْیاسَ کُلٌ مِنَ الصّالِحِینَ).

«از فرزندان ابراهیم است: داوود، سلیمان، أیّوب، یوسف، موسى و هارون . . . و زکریّا و یحیى و عیسى و الیاس که همگى آنها از مردمان شایسته بودند».

در این آیات، خداوند پیامبرانى را نام برده و آنها را از ذرّیّه و فرزندان حضرت ابراهیم(علیه السلام) شمرده است; از جمله این پیامبران، حضرت عیسى(علیه السلام) است که نسب شریفش از طرف مادرش، حضرت مریم(علیها السلام) ، به حضرت ابراهیم(علیه السلام)مى رسد».


 


 


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(9) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


3 ـ مهدى(علیه السلام) از «قریش» است
[بخش سوّم; شناخت مهدى موعود(ع)]

ابن حجر هیتمى مکّى، در کتاب «الصواعق المحرقة» از دو تن از دانشمندان بزرگ اهل سنّت (احمد و ماوردى) روایت کرده است که پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)درباره بشارت ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) فرمود:

«ابشروا بالمهدی، رجل من قریش من عترتی، یخرج فی اختلاف من الناس و زلزال، فیملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما مُلئت ظلماً و جوراً، و یرضى عنه ساکن الأرض و السماء، و یقسّم المال صحاحاً بالسّویة )

«بشارت باد شما را به مهدى(علیه السلام)! او مردى از «قریش» و از عترت من است که پس از اختلاف زیاد و عدم امنیّت ظهور خواهد نمود. زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد. ساکنان زمین و آسمان از او راضى و خشنود مى گردند و اموال را به طور مساوى در بین مردم تقسیم مى کند».

در این باب گروهى از دانشمندان شیعه و سنّى مانند مرحوم سیّد بن طاووس(رحمه الله)در کتاب «الملاحم والفتن» و یوسف بن یحیاى مقدّسى شافعى در کتاب «عقد الدرر» و على متقى هندى در کتاب «البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان» از اسحاق بن یحیى بن طلحه تمیمى از طاووس روایت کرده اند که گفت:

«ودّع عمر بن الخطّاب البیت، ثمّ قال: واللّه! ما أدری أدعُ خزائن البیت، و ما فیه من السلاح و المال، أم اُقسّمه فی سبیل اللّه؟

فقال له علی بن ابی طالب(علیه السلام): امض فلست بصاحبه، إنّما صاحبه منّا، شابٌّ من قریش، یقسّمه فی سبیل اللّه تعالى فی آخر الزمان».

«عمر بن خطاب در هنگام وداع با کعبه، گفت: به خدا قسم! نمى دانم با آنچه در خزانه بیت است چه کنم؟ آیا این همه سلاح و اموال را به حال خود وا گذارم یا آنها را در راه خدا قسمت کنم؟

امیرمؤمنان(علیه السلام) به او فرمود:

از آنها بگذر که تو صاحب آنها نیستى; صاحب آنها جوانى از ما (اهل بیت) و از «قریش» است که آنها را در آخرالزمان در راه خدا تقسیم مى کند».

مقصود از قریش، نضر بن کنانه است. علاّمه دهخدا، در کتاب «لغت نامه» مى نویسد: «قریش، نام قبیله اى است. پدر این قبیله، نضر بن کنانه است. این قبیله را قریش نامند از آن جهت که گِرد حرم (یعنى: در اطراف خانه خدا و سرزمین مکّه) فراهم آمده اند».

 

 



  


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(12) [بالای صفحه] [فید این نوشته]



 
This Weblog's theme [Love is blue] Designed by Mahdi Yousefi for ParsiBox