[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

  گل نرگس بیا....
آخرین امید زمان

[وبلاگ راهنما]
[وبلاگ طرفداران]

 

دسته بندی مطالب





Powered by WebGozar

 

لینکستان

 

نظر سنجی

 

آرشیو وبلاگ

 

نویسندگان

 

تابلو نظرات

 

آمار وبلاگ

امروز:103
دیروز:154
این ماه:570
امسال:18903
کل بازیدها:54636

کل پستها:162
کل لینکها:201
کل نظر سنجیها:1
کل لوگوها:2
 

لوگوهای وبلاگ

وبلاگ علمی آموزشی

گل نرگس بیا...

 

طراح قالب


 
8 ـ عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) یک مسأله فطرى است
[بخش اوّل; مسأله مهدویّت و اندیشه ظهور حضرت مهدى(ع)]

8 ـ عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) یک مسأله فطرى است

از دیدگاه مذاهب و ادیان، عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)، یک مسأله اى کاملاً فطرى و طبیعى است که با سرشت آدمى آمیخته شده، و عمرى به درازاى عمر آفرینش انسان دارد.

براى اثبات این مطلب، نیاز چندانى به دلیل و برهان نیست و همین قدر کافى است که بدانیم با همه اختلافاتى که در میان ملّتها و اُمّتها در طرز فکر، آداب و رسوم، عقاید و آراء و تمایلات و خواسته هاى باطنى آنها وجود دارد، عشق و علاقه به صلح و عدالت و زندگى مسالمت آمیز، مطلوب کلیه جوامع بشرى و خواست طبیعى همه انسانهاست.

این که ما مى بینیم همه انسان ها در همه زمانها مى جوشند و مى خروشند و به دنبال روزى بهتر و زندگى مرفّه تر مى گردند و در انتظار تحقّق پیروزى نهایى بسر مى برند و با دیدن ظلم و ستم فریاد برمى آورند و بر ضدّ جبّاران و طاغوتهاى زمان طغیان مى نمایند و فریادرسى را به یارى مى طلبند، خود دلیل قاطعى بر ریشه دار بودن این تمایل باطنى و خواست درونى و فطرى بودن مسأله «مهدویّت» است.

زیرا فطرت، همان الهام و درک درونى و خواست طبیعى و تمایل باطنى انسان است که نیاز به دلیل ندارد و هر انسانى بدون دلیل و برهان آن را مى پذیرد و به آن ایمان دارد.

به عنوان مثال: وجود تشنگى و گرسنگى در نهاد آدمى، یک امر فطرى و طبیعى است و نیاز به دلیل ندارد، پس اگر تشنه مى شویم و احساس گرسنگى مى کنیم و علاقه به آب و غذا داریم، دلیل بر آن است که آب و غذایى وجود دارد که دستگاه آفرینش، تشنگى و گرسنگى و میل به آن را در وجود بشر قرار داده است.

از اینجا به آسانى مى توان نتیجه گرفت که اگر انسان ها در انتظار ظهور یک مصلح بزرگ جهانى بسر مى برند و شبانه روز انتظارش را مى کشند که بیاید و جهان را پر از عدل و داد کند و ریشه ظلم و ستم را از بیخ و بن برکند، دلیل بر آن است که چنان نقطه اوجى در تکامل جامعه انسانى امکان پذیر، و عشق و علاقه به ظهور آن یگانه ولىّ مطلق خداوند در درون جان یکا یک افراد بشر نهفته است.

به راستى اگر صلح و عدالت، آرامش و امنیّت و صفا فطرى بشر نبود، آیا زورمداران وتجاوزگران و سلطه جویان مى توانستند مقاصد شوم خود را زیر پوشش عدل و صلح و همزیستى مسالمت آمیز به مردم عرضه کنند، و به ظلم و باطل، لباس حقّ و عدل بپوشانند وبا اسمهاى تو خالى مردمان را فریب دهند و عدّه اى را به استضعاف بکشند و بر آنها فرمان روایى کنند؟!

آیا خود این موضوع دلیل بر این مطلب نیست که چون فطرت بشر، حقّ و عدل را مى خواهد و از ظلم و باطل نفرت دارد، اینان به این گونه مسائل متوسّل مى شوند؟!!

آرى خواننده عزیز!

«... انتظار فرج و اعتقاد به «مهدى موعود» یا «واپسین منجى»، یک اشتیاق و میل باطنى است. اسلام و ادیان دیگر نیز با وعده ظهور «رهاننده بزرگ»، این خواسته و شوق درونى را بى پاسخ نگذاشته است. و این خواسته نیز مانند دیگر خواسته ها در شرایط گوناگون کم و زیاد و شدّت و ضعف پیدا مى کند.

آشفتگى اوضاع، نا امنى حاصل از آن و فشار وتبعیض و ستم در جامعه، عقیده به «منجى بزرگ» را تشدید مى نماید، آن چنان که این شوق دیرین و انتظار، در لحظات فشار و اختناق، ضعف وتنگدستى، تبدیل به التهاب سوزان ونیاز شدیدمى شود، واین شرایط، خرمن اشتیاق توده ها رابراى ظهور «واپسین منجى» ومهدى موعود(علیه السلام) شعلهور مى سازد».

آرى! حقیقت مهدویّت در واقع منتهى شدن سیر جوامع بشرى به سوى جامعه واحد، سعادت عمومى، تعاون و همکارى، امنیّت و رفاه همگانى، حکومت حقّ و عدل، نجات مستضعفان، نابودى مستکبران، پیروزى جنود «اللّه» بر جنود «شیطان» و خلافت مؤمنان و شایستگان به رهبرى موعود پیامبران و ادیان است، و این همان چیزى است که مطلوب هر فطرت پاک و خواست طبیعى هر انسان سالم و وجدان بیدار است.

کدام انسان با شرف و با فضیلتى است که با ظلم و ستم موافق باشد؟ و کدام انسان عاقل و آزاد اندیش سالمى است که از طاغوت و طاغوتچه ها و رژیمهاى ضدّ مردمى حمایت کند؟ و کدام انسان با وجدان و منصفى است که با دیدن ظلم و ستم هاى بى حدّ و مرز و تقسیم ملّتهاى جهان به غالب و مغلوب، ظالم و مظلوم، سلطه گر و سلطه پذیر و پیشرفته و عقب مانده، ساکت و آرام بنشیند و فریاد بر نیاورد و ناله سر ندهد و وجدان خود را راضى نگه دارد و با فطرت انسانى خویش به نبرد برنخیزد و همه آن مظاهر نفرت انگیز را وجداناً قبول داشته باشد؟!!

سرانجام قیام جهانى مهدى(علیه السلام) به وقوع خواهد پیوست، و وعده خداوند تحقّق خواهد یافت، و عالم انسانیّت از فسادها و تباهیها و نابسامانیها خلاص خواهد گردید. و عاقبت، بشریّت نجات پیدا خواهد کرد، و طرفداران ظلم و ستم شکست خواهند خورد، و بلندگوهایشان خاموش خواهد شد، و قلم هاى نویسندگان شان درهم خواهد شکست.



امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(1) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


7 ـ عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) یک مسأله عقلى و منطقى است
[بخش اوّل; مسأله مهدویّت و اندیشه ظهور حضرت مهدى(ع)]
هنگامى که به وضع کنونى جهان نظر مى افکنیم و سیر صعودى جنایتها، جنگها و خونریزى ها، کشمکش ها، و اختلافات بین المللى و گسترش روز افزون مفاسد اخلاقى و اجتماعى را مشاهده مى کنیم، پرسشهایى برایمان مطرح مى شود که: آیا اوضاع کنونى جهان به همین منوال پیش خواهد رفت؟ آیا دامنه این جنایتها، خیانتها و کشتارها همچنان گسترش خواهد یافت؟ آیا این کشور گشایى ها، توسعه طلبى ها و ظلم و ستمهاى بى حد و مرز همچنان ادامه خواهد داشت؟ آیا این همه انحرافات عقیدتى و مفاسد اخلاقى و ظلم هاى اجتماعى همچون باتلاق متعفّنى، بشریّت را در کام خود فرو خواهد برد؟ یا این که روزنه امیدى براى نجات بشر و اصلاح جامعه وجود خواهد داشت؟ در پاسخ این سؤالات مهم باید گفت: از نظر عقل و اندیشه سالم، روزنه امیدى براى نجات و اصلاح بشر وجود دارد و سرانجام روزى فراخواهد رسید که این ابرهاى سیاه و تاریک و طوفان هاى مرگبار و سیل هاى ویرانگر فتنه و فساد از میان خواهد رفت، آسمان صاف و روشن و آفتاب تابنده و درخشان به دنبال خواهد آورد، و این گردابهاى مخوف و هولناک براى همیشه در برابر بشر نخواهد بود، و در افقى نه چندان دور نشانه هاى ساحل نجات به چشم مى خورد، چه آن که جهان در انتظار یک مصلح بزرگ الهى است که با یک قیام عظیم و گسترده همه عالم را به نفع حقّ و عدالت دگرگون خواهد نمود، و بشریّت را از تیرگى، ظلم، فساد، ستم و تباهى نجات خواهد داد. براى روشن شدن مطلب، به دو دلیل عقلى توجّه فرمایید: الف: نظام آفرینش به ما این درس را مى دهد که جهان بشریّت سرانجام باید به قانون عدالت تن در دهد، و خواه ناخواه تسلیم یک نظم عادلانه و پایدار گردد. توضیح مطلب این که: جهان هستى تا آنجا که مى دانیم مجموعه اى از نظام هاى عالم است، وجود قوانین منظم در سرتاسر این جهان، دلیل بر یکپارچگى و به هم پیوستگى این نظام است و مسأله نظم و قانون، یکى از جدّى ترین و اساسى ترین مسایل این جهان محسوب مى شود. از منظومه هاى بزرگ جهان گرفته تا یک ذرّه «اتم» ـ که میلیونها از آن را مى توان بر روى نوک سوزنى جاى داد ـ همه و همه تابع یک نظام دقیق و معیّن و برنامه حساب شده اى مى باشند. دستگاه هاى مختلف بدن انسان نیز از ساختمان یک سلّول کوچک گرفته تا مغز، اعصاب، قلب، ششها و سایر اعضا و جوارح آدمى همه و همه داراى آنچنان نظم دقیقى هستند که هرکدام از آنها مانند یک ساعت بسیار دقیق در بدن انسان کار مى کند، و ساختمان منظم دقیق ترین کامپیوترهاى جهان در برابر آنها بسیار ناچیز و کم ارزش مى نماید. به طور خلاصه، با یک نگاه ساده به جهانى که در آن زندگى مى کنیم به
ادامه ي مطلب ...
امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(4) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


6 ـ اسامى مقدّس حضرت مهدى(علیه السلام) در کتب مذهبى اهل ادیان
[بخش اوّل; مسأله مهدویّت و اندیشه ظهور حضرت مهدى(ع)]
 

 ـ اسامى مقدّس حضرت مهدى(علیه السلام) در کتب مذهبى اهل ادیان

اینک قسمتى از اسامى مبارک آن حضرت را که با الفاظ مختلفى در بسیارى از کتب مذهبى اهل ادیان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانیم.

1 ـ «صاحب» در صحف ابراهیم(علیه السلام);

2 ـ «قائم» در زبور سیزدهم;

3 ـ «قیدمو» در تورات به لغت ترکوم;

4 ـ «ماشیع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى;

5 ـ «مهمید آخر» در انجیل;

6 ـ «سروش ایزد» در زمزم زرتشت;

7 ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند;

8 ـ «بنده یزدان» هم در زند و پازند;

9 ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هندیان;

10 ـ «شماخیل» در ارماطس;

11 ـ «خوراند» در جاویدان;

12 ـ «خجسته» (احمد) در کند رال فرنگیان;

13 ـ «خسرو» در کتاب مجوس;

14 ـ «میزان الحق» در کتاب اثرى پیغمبر;

15 ـ «پرویز» در کتاب برزین آذر فارسیان;

16 ـ «فردوس اکبر» در کتاب قبروس رومیان;

17 ـ «کلمةُ الحقّ» در صحیفه آسمانى;

18 ـ «لِسانِ صدق» هم در صحیفه آسمانى;

19 ـ «صمصام الاکبر» در کتاب کند رال;

20 ـ «بقیة اللّه» در کتاب دوهر;

21 ـ «قاطع» در کتاب قنطره;

22 ـ «منصور» در کتاب دید براهمه;

23 ـ «ایستاده» (قائم) در کتاب شاکمونى;

24 ـ «ویشنو» در کتاب ریگ ودا;

25 ـ «فرخنده» (محمّد) در کتاب وشن جوک;

26 ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در کتاب پاتیکل;

27 ـ «پسر انسان» در عهد جدید (اناجیل و ملحقات آن);

28 ـ «سوشیانس» در کتاب زند و هومو من یسن، از کتب زردتشیان;

29 ـ در کتاب «شابوهرگان» کتاب مقدس «مانویه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ایزد» آمده که باید در آخر الزمان ظهور کند، و عدالت را در جهان آشکار سازد;

30 ـ «فیروز» (منصور) در کتاب شعیاى پیامبر.

علاوه بر این ها اسامى دیگرى نیز براى حضرت مهدى(علیه السلام)در کتب مقدّسه اهل ادیان ذکر شده است که ما به جهت اختصار از نقل آنها خوددارى نمودیم.

اسامى مقدّسى چون: «صاحب، قائم، قاطع، منصور و بقیة اللّه» که در کتب مذهبى ملل مختلف آمده است، از القاب خاصّ وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن العسکرى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف ـ است که در بیشتر روایات اسلامى، به آنها تصریح شده و ائمّه معصومین(علیهم السلام) در اکثر روایات، از آن حضرت به عنوان «صاحب»، «قائم» و «بقیة اللّه» یاد کرده اند. و این خود بیانگر این واقعیّت است که موعود همه اُمّتها و ملّتها همان وجود مقدّس منتظر غایب، حضرت حجّت بن الحسن العسکرى (علیه السلام) است.


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(4) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


5 ـ عقاید اقوام مختلف جهان درباره مصلح موعود
[بخش اوّل; مسأله مهدویّت و اندیشه ظهور حضرت مهدى(ع)]
  مسأله عقیده به ظهور مصلحى جهانى در پایان دنیا امرى عمومى و همگانى است، و اختصاص به هیچ قوم و ملّتى ندارد. سر منشأ این اعتقاد کهن و ریشه دار، علاوه بر اشتیاق درونى و میل باطنى هر انسان ـ که به طور طبیعى خواهان حکومت حقّ و عدل، و برقرارى نظام صلح و امنیّت در سرتاسر جهان است ـ نویدهاى بى شائبه پیامبران الهى در طول تاریخ بشریّت به مردم مؤمن و آزادى خواه جهان است.

تمام پیامبران بزرگ الهى در دوران مأموریّت الهى خود به عنوان جزیى از رسالت خویش به مردم وعده داده اند که در آخر الزمان و در پایان روزگار، یک مصلح بزرگ جهانى ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بى دینى و بى عدالتى را در تمام جهان ریشه کن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.

سیرى کوتاه در افکار و عقاید ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چین، ایران و یونان و نگرش به افسانه هاى دیگر اقوام مختلف بشرى، این حقیقت را به خوبى روشن و مسلّم مى سازد که همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقاید و اندیشه هاى متضادّى که با یکدیگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانى، بسر مى برند.

اینک براى این که در باره این موضوع سخنى به گزاف نگفته باشیم فهرست مختصرى از بازتاب این عقیده را در میان اقوام و ملل مختلف جهان در اینجا مى آوریم:

1 ـ ایرانیان باستان معتقد بودند که: «گرزا سپه» قهرمان تاریخى آنان زنده است و در «کابل» خوابیده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى کنند تا روزى که بیدار شود و قیام کند و جهان را اصلاح نماید.

2 ـ گروهى دیگر از ایرانیان مى پنداشتند که: «کیخسرو» پس از تنظیم کشور و استوار ساختن شالوده فرمانروایى، دیهیم پادشاهى به فرزند خود داد و به کوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزى ظاهر شود و اهریمنان را از گیتى براند.

3 ـ نژاد اسلاو بر این عقیده بودند که از مشرق زمین یک نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنیا مسلّط گرداند.

4 ـ نژاد ژرمن معتقد بودند که یک نفر فاتح از طوایف آنان قیام نماید و «ژرمن» را بر دنیا حاکم گرداند.

5 ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «مارکو کرالیویچ» را داشتند.

6 ـ برهمائیان از دیر زمانى براین عقیده بودند که در آخر زمان «ویشنو» ظهور نماید و بر اسب سفیدى سوار شود و شمشیر آتشین بر دست گرفته و مخالفین را خواهد کشت، و تمام دنیا «برهمن» گردد و به این سعادت برسد.

7 ـ ساکنان جزایر انگلستان، از چندین قرن پیش آرزومند و منتظرند که: «ارتور» روزى از جزیره «آوالون» ظهور نماید و نژاد «ساکسون» را در دنیا غالب گرداند و سعادت جهان نصیب آنها گردد.

8 ـ اسن ها معتقدند که پیشوایى در آخر الزمان ظهور کرده، دروازه هاى ملکوت آسمان را براى آدمیان خواهد گشود.

9 ـ سلت ها مى گویند: پس از بروز آشوبهایى در جهان، «بوریان بور ویهیم» قیام کرده، دنیا را به تصرّف خود درخواهد آورد.

10 ـ اقوام اسکاندیناوى معتقدند که براى مردم دنیا بلاهایى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودین» با نیروى الهى ظهور کرده و بر همه چیره مى شود.

11 ـ اقوام اروپاى مرکزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.

12 ـ اقوام آمریکاى مرکزى معتقدند که: «کوتزلکوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پیروز خواهد شد.

13 ـ چینى ها معتقدند که «کرشنا» ظهور کرده، جهان را نجات مى دهد.

14 ـ زرتشتیان معتقدند که: «سوشیانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دین را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.

15 ـ قبایل «اى پوور» معتقدند که: روزى خواهد رسید که در دنیا دیگر نبردى بروز نکند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پایان جهان است.

16 ـ گروهى از مصریان که در حدود 3000 سال پیش از میلاد، در شهر «ممفیس» زندگى مى کردند، معتقد بودند که سلطانى در آخرالزمان با نیروى غیبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بین مى برد و مردم را به آرامش و آسایش مى رساند.

17 ـ گروهى دیگر از مصریان باستان معتقد بودند که فرستاده خدا در آخر الزمان، در کنار خانه خدا پدیدار گشته، جهان را تسخیر مى کند.

18 ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق کتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند که ظهور خواهد کرد و حکومت واحد جهانى را تشکیل خواهد داد.

19 ـ یونانیان مى گویند: «کالویبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد کرد، و جهان را نجات خواهد داد.

20 ـ یهودیان معتقدند که در آخر زمان «ماشیع» (مهدى بزرگ) ظهور مى کند و ابد الآباد در جهان حکومت مى کند، او را از اولاد حضرت اسحاق مى پندارند، در صورتى که «تورات»، کتاب مقدّس یهود، او را صریحاً از اولاد حضرت اسماعیل دانسته است.

21 ـ نصارا نیز به وجود حضرت مهدى(علیه السلام) قایلند ومى گویند: او در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و عالم را خواهد گرفت، ولى در اوصافش اختلاف دارند .

آنچه از نظر خوانندگان گرامى گذشت ـ گرچه همه آنها با حضرت مهدى(علیه السلام)کاملاً تطبیق نمى کند و حتّى برخى از آنها اصلاً با مهدى موعود اسلام وفق نمى دهد. ـ از یک حقیقت مسلّم حکایت مى کند و آن این که:

این افکار و عقاید و آرا که همه آنها با مضمون هاى مختلف، از آینده اى درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان خبر مى دهند، نشانگر این واقعیّت است که همه آنها در واقع از منبع پر فیض وحى سرچشمه گرفته است، و لکن در برخى از مناطق دور دست که شعاع حقیقت در آنجا کمتر تابیده است در طول تاریخ به تدریج از فروغ آن کاسته شده، و فقط کلّیاتى از نویدهاى مهدى موعود و «مصلح جهانى» در میان ملّتها به جاى مانده است.

البته سالم ماندن این نویدها در طول قرون متمادى، خود بر اهمیّت موضوع مى افزاید، و مسأله «مهدویّت» و ظهور مصلح جهانى را قطعى تر مى کند.

بنابراین، عقیده به ظهور مبارک حضرت مهدى(علیه السلام) در آخر الزمان یک عقیده عمومى است و اگر کلمه «مهدى» و واژه هاى دیگر را ـ که پیروان سایر ادیان و مذاهب مختلف جهان بر آن حضرت اطلاق مى کنند ـ  از قالب اصطلاح اختصاصى آنها درآوریم، و آن حضرت را «نجات بخش بزرگ آسمانى» یا «مصلح جهانى» و یا «رهایى بخش غیبى» بنامیم، اختلاف اسمى هم رفع مى شود.



امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(0) [بالای صفحه] [فید این نوشته]



 
This Weblog's theme [Love is blue] Designed by Mahdi Yousefi for ParsiBox